از دیدگاه شعرا

شعر در وصف امام حسن مجتبی باغ رسول

سبزپوش چمن باغ رسول
حسن، آن سرو گلستان بتول
جعده‌اش زهر چو در کام بریخت
رشته‌ی عمر وی از هم بگسیخت
نیمه شب جرعه‌ی آبی نوشید
ز آتشین آب، دلش می جوشید
شعله‌ها، زهر به جانش افروخت
همچنان شمع، سراپا می سوخت
از لب لعل گهرها می سفت
خفت در بستر و با خواهر گفت
دشمن خانگی ای خواهر من
بین چه آورده کنون بر سر من
دلم از دور زمان خسته شده
دفتر زندگی‌ام بسته شده
خواهر از راز برادر چو شنید
زد به سر دست غم و ناله کشید
گفت آن غمزده با شور و نوا
دم به دم، واحسنا! واحسنا!
[صفحه ۸۲]
برگرفته از کتاب آینه بردباری سروده هایی از شاعران در وصف امام حسن مجتبی نوشته آقای محمود عباس و شاهرخی مشفق کاشانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *