از دیدگاه شعرا

شعر در وصف امام حسن مجتبی جشن میلاد

مرکب باد صبا بگذشت از طرف چمن
تا چمن را پرنیان سبز پوشاند به تن
سبزه اندر سبزه بینی ارغوان در ارغوان
لاله اندر لاله بینی، یاسمن در یاسمن
ساحت بستان ز فر سبزه شد باغ بهشت
دامن صحرا ز بوی نافه شد رشک ختن
نقش گلشن را چنان آراست نقاش بهار
کز شگفتی ماندت انگشت حیرت در دهن
دوخت خیاط صبا بر قامت گلهای باغ
آبی و سبز و بنفش و ارغوانی پیرهن
از شمیمی خاک گردد مشک‌بیز و مشکبار
و از نسیمی آب گردد موج‌خیز و موج‌زن
سبزه پرچم برفرازد صبحدم در باغ و راغ
لاله آتش برفروزد شامگاهان در دمن
چون فتد مهتاب شب، مواج و نورانی در آب
عشوه‌ی ماه و کواکب بین در آن موج و شکن
[صفحه ۶۷]
گل شد از لطف نسیم و دولت ابر بهار
شاهدی شیرین شمایل، دلبری سیمین بدن
دشت و صحرا در لطافت تالی باغ بهشت
باغ و بستان در طراوات رشک فردوس عدن
یک طرف نرگس گشوده دیده سوی ارغوان
یک طرف نسرین نشسته در کنار نسترن
در شب مهتاب بینی بر لب آب روان
عاشقان را بزم عیش و شاعران را انجمن
یار را ماند که بر صورت پریشان کرده زلف
تابش ماه از خلال شاخه‌های نارون
نونهالان چمن را دایه‌ی ابر بهار
گه ز رخ شوید غبار و گه بنوشاند لبن
تا کند بلبل دل گل را اسیر دام عشق
گه ز شیرین خواندش افسانه گه از کوهکن
وه چه خوش بشکفته در گلزار زهرا نوگلی
کز طراوت گشته رویش رشک گلهای چمن
دیده از نور جمالش روشنی یابد چو دل
بلبل از شوق وصالش در چمن نالد چو من
بلبل اینجا هر سپیده‌دم سراید نغمه‌ای
در ثنای خسرو خوبان، امام ممتحن
از حریم فاطمه در نیمه‌ی ماه صیام
چهره‌ی ماه حسن تابید با وجه حسن
میوه‌ی بستان زهرا، نور چشم مصطفی
پاره‌ی قلب علی بن ابی‌طالب، حسن
[صفحه ۶۸]
در محیط علم و دانش، آفتابی تابناک
بر سپهر علم و بخشش، کوکبی پرتوفکن
شد عیان از چهره‌ی تابان او نور خدا
شد جوان از چشمه‌ی احسان او چرخ کهن
چون دمد صبح وصالش، دل شود دار السرور
چون رسد شام فراقش جان شود بیت الحزن
گر ببارد ابر احسان عمیمش بر زمین
گردد از هر قطره‌ای دریای رحمت موج‌زن
در شبستان ولایت اختر گیتی فروز
در گلستان فصاحت بلبل شیرین‌سخن
سینه از نور فضایل روشنی‌بخش جهان
چهره در حسن شمایل رشک خوبان زمن
بر حصار علم او شد پایه‌ی دین استوار
محکم از ایمان او شرع نبی مؤتمن
پرچم صلح و صفا افراشت سبط مصطفی
تا براندازد لوای کفر و آشوب و فتن
آستان مجتبی را کرد اگر دشمن خراب
کی تواند بر سلیمان چیره گردد اهرمن
نور جاویدان او بر جان ما بخشد فروغ
عشق روزافزون او در قلب ما دارد وطن
در لگن شمع فروزان اشک ریزد ای دریغ
خون دل جای سرشک آن شمع ریزد در لگن
منبع فیض و عطای کردگار ذو الجلال
مظهر ذات و صفات کردگار ذو المنن
[صفحه ۶۹]
تن مپرور جز به مهر خاندان حق «رسا» !
تا ز دل شوید غبار رنج و اندوه و محن
وه چه خوش دارد تماشا امشب از لطف رضا
جشن میلاد حسن، در آستان بو الحسن
[صفحه ۷۰]
برگرفته از کتاب آینه بردباری سروده هایی از شاعران در وصف امام حسن مجتبی نوشته آقای محمود عباس و شاهرخی مشفق کاشانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *