از دیدگاه شعرا

شعر در وصف امام حسن مجتبی جمال حسن

دنیا شده روشن ز جمال حسن امشب
شاد است دل فاطمه و بو الحسن امشب
شاید شب قدر است که از جوش بهاران
دارد دل من، شوق شکوفا شدن امشب
ما دلخوش از آنیم که پیغمبر رحمت
شاد است ز دیدار جمال حسن امشب
دنیا چو بهشت است که گردیده شکوفا
در گلشن توحید گل نسترن امشب
ده مژده به یعقوب گل ای بلبل شیدا
کامد به جهان یوسف گل پیرهن امشب
زیبا پسری داد خداوند علی را
بیرون شده است از دل مولا محن امشب
گویا که نخستین شب ایجاد جهان است
پوشیده بشر جامه‌ی هستی به تن امشب
[صفحه ۴۴]
آن سبز قبا گر به سخن لب بگشاید
خاموش شود سبز قبای چمن امشب
ای بنده که مستغرق دریای گناهی
باز است در مغفرت ذوالمنن امشب
ایمن بود از آتش فردای قیامت
هر کس به ثنایش بسراید سخن امشب
ای نوگل گلزار ولایت که دگر بار
نو گشت ز نور تو جهان کهن امشب
ای پور علی، زاده‌ی آزاده‌ی زهرا
کن گوشه‌ی چشمی تو به این انجمن امشب
بهتر بود از زندگی خضر به «خسرو»
مقبول تو گردد اگر این شعر من امشب
[صفحه ۴۵]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *