از دیدگاه شعرا

شعر در وصف امام حسن مجتبی جواب خدا

زهر جفا چو بر جگر مجتبی رسید
افغان جن و انس به عرش علی رسید
پراضطراب و واهمه شد عالم وجود
هنگامه‌ی قیامت و یوم الجزا رسید
درهم شکست قائمه‌ی عرش کبریا
گویی که روز نیستی ماسوی رسید
چشم فلک ز گریه به غرقاب خون نشست
اشک ملک به طارم هفتم سما رسید
الماس جعده کارگر افتاد ای دریغ
آتش به جان حضرت خیر النسا رسید
نعش امام شد هدف چوبه‌های تیر
یا فاطمه، به نور دو چشمت چه‌ها رسید!
بر حجت خدا، چه ستمها، چه ظلمها
ز آن ناکسان دور ز شرم و حیا رسید
در شهر خویش و خانه‌ی خود هم غریب بود
از بس که ظلم و جور بر او ز آشنا رسید
[صفحه ۲۷]
مظلوم چون تو کیست که از ظلم همسرش
مسموم گشت و جان به لبش از جفا رسید
یا مصطفی ز روی تو هم کس نکرد شرم
نامردمی ببین ز کجا تا کجا رسید
روز جزا جواب خدا را چه می دهند
آنان که ظلمشان به عزیز خدا رسید
سوز غمش به جان «براتی» شرر فکند
آتش به استخوانش از این ماجرا رسید
[صفحه ۲۸]
برگرفته از کتاب آینه بردباری سروده هایی از شاعران در وصف امام حسن مجتبی نوشته آقای محمود عباس و شاهرخی مشفق کاشانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *