از دیدگاه شعرا

شعر در وصف امام حسن مجتبی حسن حسن

نیمه‌ی ماه مبارک چه طرب‌افزا بود
که ز حسن حسن آفاق، فضیلت‌زا بود
رمضان آمد و در پانزدهش کرد طلوع
آن مه چارده و مهر جهان‌آرا بود
در صفا و کرم و لطف و وفا و تقوی
پسر فاطمه سرمشق همه دنیا بود
مصلحت بود که دندان به جگر برد فرو
صبر او مایه‌ی اندوه، ولی زیبا بود
نور دین خواست که خاموش نگردد آری
پیش دانا سبب حکم حسن پیدا بود
دشمنان خرده گرفتند که خاموش نشست
عقل داند که خطا داوری اعدا بود
این خموشی که نشان داد نهاد بدخواه
بر همه نیک و بد وضع زمان گویا بود
نا موافق همه یاران منافق بودند
خصم، خونخواره و بی‌باک و حسن تنها بود
[صفحه ۱۸۵]
او نمی‌خواست که بی‌فایده خونها ریزد
کینه‌جو دشمن دیرینه‌ی دین برنا بود
کشته‌ی صبر جگرسوز، حسن شد ز آن روی
که دل مردم بد عهد زمان خارا بود
میوه‌ی باغ نبوت، حسن پاک سرشت
پسر حیدر و نور بصر زهرا بود
دید چون کار جهان گشته دگرگون آن سان
گوشه بگرفتنش از مردم دون عمدا بود
علم و تقوی که مراد دل مردان خداست
پیشه فرمود همین سودش از آن سودا بود
دین و دانش که بود ختم به اولاد علی
حسن از روز نخستین مگرش پیدا بود
او سرو کار به دنیای دنی هیچ نداشت
سرو کارش ز ره دین همه با عقبی بود
دل به دین بست و به دانش که دو روزی معدود
مهلت دشمن دنیا طلب و رسوا بود
گفت: امروز به هر حال به پایان آید
نوبت فتح مگر بهر حسن فردا بود
عشق در کار حسن داده شهادت آری
نصرت او راست که خود همت او والا بود
طبع من گشت ثناگستر او با صد شوق
وین مرا نذر به سومالی افریقا بود
شعر من عرض ادب هست و نشان اخلاص
پس عجب نیست اگر باب دل دانا بود
[صفحه ۱۸۶]
برگرفته از کتاب آینه بردباری سروده هایی از شاعران در وصف امام حسن مجتبی نوشته آقای محمود عباس و شاهرخی مشفق کاشانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *