از دیدگاه شعرا

شعر در وصف امام حسن مجتبی حسن خصلت

جل علا حضرت حسن آفرین
خواست حسن خصلتی از آخرین
کرد ز پیوند دو دریای نور
خلق یکی نور چو بدر البدور
خواست که حق گردد از او پایدار
خواست که دین گردد از او استوار
خواست که با صبر به جان پرورد
نخله‌ی توحید و به بار آورد
بعد علی گشت ز پروردگار
امر خلافت چو به او واگذار،
سیل ستم گشت ز هر سو روان
جانب آن گلبن باغ جنان
امر به صبر آمدش و خوب کرد
صبر، نه آن‌گونه که ایوب کرد
خون دل خود به دل تشت ریخت
زهر جفا رشته‌ی عزمش گسیخت
یا حسن ای زاده‌ی خیر الانام
بر دل پرخون تو از ما سلام
در ره آزادی نوع بشر
داد علی فرق و تو دادی جگر
مقتل او مسجد و محراب شد
جسم تو از زهر ستم، آب شد
ای جگرت خون شده از ظلم و زهر
زهر نه از کوزه، که از جام دهر
عمر تو با غصه و غم شد به سر
ای ز گلو ریخته خون جگر
ای شده از غم جگرت چاک چاک
ای پسر فاطمه روحی فداک!
بعد شهادت، بدن پاک تو
با جگر پاره و صد چاک تو
باز هم از خصم سراپا به ننگ
شد هدف ناوک تیر خدنگ
بعد تو هم دشمن دور از خدا
قبر تو را نیز نکردی رها
[صفحه ۱۹۶]
جنگ تو و صلح تو و صبر تو
هست نمایان همه از قبر تو
ای شبر شیر خدا، مجتبی!
جان تو در راه خدا شد فدا
«واصلم» و ریزه‌خوار خوان تو
دست من و دامن احسان تو
[صفحه ۱۹۷]
برگرفته از کتاب آینه بردباری سروده هایی از شاعران در وصف امام حسن مجتبی نوشته آقای محمود عباس و شاهرخی مشفق کاشانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *