از دیدگاه شعرا

شعر در وصف امام حسن مجتبی خلق حسن

دم به دم، دم از ولای مرتضی باید زدن
دست دل در دامن آل عبا باید زدن
نقش حب خاندان بر لوح جان باید نگاشت
مهر مهر حیدری بر دل چو ما باید زدن
رو به روی دوستان مرتضی باید نهاد
مدعی را تیغ غیرت بر قضا باید زدن
لا فتی الا علی، لا سیف الا ذوالفقار
این نفس را از سر صدق و صفا باید زدن
در دو عالم چارده معصوم را باید گزید
پنج نوبت بر در دولتسرا باید زدن
پیشوایی بایدت جستن ز اولاد رسول
پس قدم مردانه در راه خدا باید زدن
از حسن اوصاف ذات کبریا باید شنید
خیمه‌ی خلق حسن، بر کبریا باید زدن
گر بلایی آید از عشق شهید کربلا
عاشقانه آن بلا را مرحبا باید زدن
عابد و باقر چو صادق، صادق از قول حقند
دم به مهر موسی از عین رضا باید زدن
با تقی و با نقی و عسکری یکرنگ باش
تیغ کین بر خصم مهدی بی‌ریا باید زدن
هر درختی کو ندارد میوه‌ی حب علی
اصل و فرعش چون قلم سر تا به پا باید زدن
دوستان خاندان را دوست باید داشت دوست
بعد از آن دم از وفای مصطفی باید زدن
سرخی روی موالی سکه‌ی نام علی‌ست
بر رخ دنیا و دین، چون پادشاه باید زدن
بی‌ولای آن ولی لاف از ولایت می زنی
لاف را باید که دانی، از کجا باید زدن
ما لوایی از ولای آن ولی افراشتیم
طبل در زیر گلیم آخر چرا باید زدن؟
بر در شهر ولایت خانه‌ای باید گرفت
خیمه در دارالسلام اولیا باید زدن
از زبان «نعمت الله» منقبت باید شنید
بر کف نعلین سید بوسه‌ها باید زدن
[صفحه ۱۹۱]
برگرفته از کتاب آینه بردباری سروده هایی از شاعران در وصف امام حسن مجتبی نوشته آقای محمود عباس و شاهرخی مشفق کاشانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *