از دیدگاه شعرا

شعر در وصف امام حسن مجتبی خورشید برج دین

شمعی که بود مقتبس از نور بوالحسن
نام مبارک و رخ گلگون او حسن
جانش به لب رسیده و تسبیح بر زبان
زهرش به جان رسیده و تریاق در دهن
زهر آب داده تیغ اجل را ز خون دل
وانگه به زهر خنده فدا کرده جان و تن
در کام او چو زهر هلاهل شود نفس
هر کو ز زهر خورده‌ی زهرا کند سخن
شاهی که زیر سایه‌ی عرشش زدند تخت
مرغی که شد ورای نهم طارمش چمن
نور دل بتول و جگر گوشه‌ی رسول
خورشید برج دین و در درج بوالحسن
با زخمهای خنجر الماس در جگر
آورده رخ به حضرت بیچون ذوالمنن
هر چند از حجاز چو او نغمه‌ای نخاست
آن دور بی‌نوای حسینی نگشت راست
[صفحه ۵۰]
برگرفته از کتاب آینه بردباری سروده هایی از شاعران در وصف امام حسن مجتبی نوشته آقای محمود عباس و شاهرخی مشفق کاشانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *