از دیدگاه شعرا

شعر در وصف امام حسن مجتبی سبط اکبر

ماه صفر رسید و افق رنگ دیگر است
عالم سیاه‌پوش به سوگ سه سرور است
ذرات غم نشسته به رخسار آفتاب
از داغ آنکه بر دو جهان سایه‌گستر است
کعبه سپاه‌پوش و به تن جامه‌ی عزا
زمزم به حال زمزمه و چشم او تر است
ماه عزای سید و سالار انبیاست
کوثر ز اشک فاطمه لبریز گوهر است
بر کاینات گرد یتیمی نشسته است
رفت آن پدر که مظهر الله اکبر است
ماه عزای زاده‌ی طوبی و هل اتی
دوم امام و روشنی چشم حیدر است
شد سرخ چهره‌ی شفق از لخته‌های خون؟
یا پاره پاره‌ی جگر سبط اکبر است
ماه شهادت شه دنیا و دین رضا
سلطان ارتقا و نگهبان کشور است
[صفحه ۷۱]
زهر جفا چه با دل شمس الشموس کرد
در قدس هم مصیبت عظمای دیگر است
ماه سقیفه آمد و افروخت آتشی
کز دود آن به چشم بشر تا به محشر است
دار سقیفه معجز شق القمر نمود
این معجزه ز شق قمر نیز برتر است
آن جا دو نیمه شد مه و پیوند یافت باز
اعجاز هم ز شخص شخیص پیمبر است
خود ماه چیست یک کره‌ی کوچکی ز خاک
در پیش کاینات ز یک ذره کمتر است
این جا کتاب و عترت از هم جدا شدند
این ثقل اکبر آمد و آن ثقل اصغر است
شد دست مرتضی ز کتاب خدا جدا
این یک کتاب داور و آن دست داور است
جز راه او به سوی خداوند راه نیست
یعنی که شهر علم نبی را علی در است
از پشت در طنین صدایی رسد به گوش
خاکم به سر که ناله‌ی زهرای اطهر است
آن هم دری که روح امین اذن می گرفت
والله، جای گفتن الله اکبر است!
راه علی بپوی «ریاضی» ! که آن ولی
خلق خدای را به خداوند رهبر است
[صفحه ۷۲]
برگرفته از کتاب آینه بردباری سروده هایی از شاعران در وصف امام حسن مجتبی نوشته آقای محمود عباس و شاهرخی مشفق کاشانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *