از دیدگاه شعرا

شعر در وصف امام حسن مجتبی طوبی کنار کوثر

ماه صیام و ماه نیایش فرا رسید
ماه نماز و روزه و ذکر و دعا رسید
ماه نزول قرآن، ماه خدا رسید
بر اهل قبله رحمت بی منتها رسید
در مصحف شریف خدا داده این پیام
کای مؤمنین نوشته شده بر شما صیام
برخیز تا که روی به سوی خدا کنیم
با توبه اعتراف به جرم و خطا کنیم
بهر نجات جامعه آنگه دعا کنیم
شاید که عقده‌های فروبسته واکنیم
امشب که شام نیمه‌ی ماه مبارک است
از حق نصیب، اهل دعا را تبارک است
امشب کمال حسن خدا جلوه‌گر شده‌ست
کانون وحی، مهبط روح بشر شده‌ست
افزون به خاندان نبی یک پسر شده است
زهرا شده‌ست مادر و حیدر پدر شده‌ست
با صوت احسن احسن و بانگ حسن حسن
ز ام‌الحسن گرفته حسن را ابوالحسن
نور خدا ز بیت پیمبر برآمده
بوی خدا ز گلشن حیدر برآمده
بر این خجسته مادر و نوزادش، آفرین
زین طفل ناز و حسن خدادادش آفرین
خورشید برج عصمت، بدر تمام زاد
کفو امام و دخت پیمبر، امام زاد
باب الکرم ز خانه‌ی باب الکرام زاد
روح صلوه، نیمه ماه صیام زاد
دست خدا چو پرده گرفت از جمال حسن
مشهود ازجمال حسن شد کمال حسن
[صفحه ۲۲۱]
طفلی که روی ماهش، مهرآفرین شده‌ست
طاها رخ است و، مهمان بر یا و سین شده‌ست
رحمت عطا به رحمت للعالمین شده‌ست
خیر البنات، صاحب خیر البنین شده‌ست
امشب علی و فاطمه لبخند می زنند
پیوسته بوسه بر رخ فرزند می زنند
این سبط مصطفی‌ست به دامان دخترش
این زاده‌ی علی‌ست فرا دست همسرش
این حاصل تلاقی دو بحر رحمت است
فریم ولایت و دریای عصمت است
این است رهبری که بلند است رایتش
خورشید روشنی که به هر جاست آیتش
دریای رحمتی که نباشد نهایتش
قرآن گواه عصمت ذات و ولایتش
در زهد کس نبرده از او دست افتخار
تقسیم کرده هستی خود با خدا سه بار
اقرار کرده دوست به فضل و شرافتش
دشمن ز پا درآمده از لطف و رأفتش
عصر طلایی است زمان خلافتش
شهرت به دهر یافته خوان ضیافتش
تا حفظ آبرو شود از سایل پریش
خواهد از او به نامه نویسد سؤال خویش
لطفی که آن امام، علیه‌السلام، کرد
از بعد خویش حفظ وجود امام کرد
در بدترین شرایط عصر اهتمام کرد
با بهترین وظیفه در این ره قیام کرد
از صلح خویش، نهضت تف را اراده کرد
او نقشه طرح کرد و حسینش پیاده کرد
هر صبحدم به کوی تو چون تابد آفتاب
بوسد زمین و خط امان یابد آفتاب
بر امتثال حکم تو، بشتابد آفتاب
خود گفته‌یی، ز هر چه بر آن تابد آفتاب،
افزون بود فواید صلح تو یا حسن!
جز این نبود و نیست، قسم بر خدا، حسن!
[صفحه ۲۲۲]
آنجا که حق ز ذات تو تمجید می کند
درباره‌ی تو احمد، تأکید می کند
آن کو به حسن رأی تو تنقید می کند
کور است و اعتراض به خورشید می کند!
کمتر اگر به وصف تو پرداختند خلق
زان رو بود که قدر تو نشناختند خلق
[صفحه ۲۲۳]
برگرفته از کتاب آینه بردباری سروده هایی از شاعران در وصف امام حسن مجتبی نوشته آقای محمود عباس و شاهرخی مشفق کاشانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *