از دیدگاه شعرا

شعر در وصف امام حسن مجتبی ولایت حسن

آن را که ولایت حسن نیست
طاعات قبول ذوالمنن نیست
از بعد علی قبای لولاک
جز درخور قامت حسن نیست
آن را که محبت تو ای شاه
چون پاکروان به ملک تن نیست
در حیرتم آنکه این چنین کس
چون مرغ چرا به بابزن [۷۳] نیست؟
خاک ره هندوی تو باشد
مشکی که به خطه‌ی ختن نیست
چون بازوی تو به کسر اصنام
نیروی خلیل بت‌شکن نیست
چون است که دشمن تو ای شاه
بر گردنش از قضا رسن نیست
بی‌نور تو عرش مستقر نه
بی‌رأی تو عقل مؤتمن [۷۴] نیست
ای شاه، قرین یک غلامت
صد همچو اویس [۷۵] در قرن نیست
جز مهر تو مایه‌ی جنان نه
جز مدح تو زینت سخن نیست
بی‌خاتم مهر تو فرشته
جز جان بلیس [۷۶] اهرمن نیست
من بنده‌ی دودمان اویم
حقا که در این سخن، سخن نیست
بی‌مهر علی و آل پاکش
آسوده «هما» روان به تن نیست
[صفحه ۲۲۰]
برگرفته از کتاب آینه بردباری سروده هایی از شاعران در وصف امام حسن مجتبی نوشته آقای محمود عباس و شاهرخی مشفق کاشانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *