از دیدگاه شعرا

شعر در وصف امام حسن مجتبی گل روی حسن

باغ زهرا به گل روی حسن چون آراست
نغمه‌ی شوق از افواج ملایک برخاست
سبز پوشان چمن تا گل رویش دیدند
سرخ گشتند ز خجلت که نه زیبا رخ ماست
پسر فاطمه گر جلوه بدین سان بکند
زهره در چرخ فرومانده ز نور زهراست
ای ولی عهد علی، ارشد اولاد بتول
کز مدارای تو بنیاد شریعت برجاست،
علم بی‌حد تو رمزی‌ست ز دانایی حق
حلم بسیار تو خود آیتی از صبر خداست
صبرها کردی و دندان به جگر بنهادی
که چنین خون جگریها به ره دوست رواست
عشق در کار تو بی‌پرده شهادت داده‌ست
کشته‌ی صبری و اجر تو فزون از شهداست
ساقی دهر جز از زهر به کام تو نریخت
الله ای زاده‌ی زهرا ز ثباتی که تو راست!
دین جد تو بشر را ز بلا باز رهاند
گر چه بهر همه اولاد وی از دهر، بلاست
عیش پاکیزه‌ی مردان خدا این جا نیست
علم الله که آسایش عقبی ز شماست
بوستان علی از چون تو پسر سرسبز است
روز میلاد تو شادان دل ارباب وفاست
خانه‌ای را که به حسن حسنی آرایند
آشکار از همه دیوار و درش نور صفاست
پای از سر نشناسیم ز شادی که کنون
جشن در خانه‌ی اولاد پیمبر برپاست
اثر شوق نهان است که «ناظر زاده»
هر چه در وصف علی گوید و آلش زیباست
[صفحه ۱۸۸]
برگرفته از کتاب آینه بردباری سروده هایی از شاعران در وصف امام حسن مجتبی نوشته آقای محمود عباس و شاهرخی مشفق کاشانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *