از دیدگاه شعرا

شعر در وصف امام حسن مجتبی یا حسن

دفتر ایجاد چو روز ازل
رفت به توشیح حق لم یزل
در کف قدرت قلم نور داشت
دیده به دیباچه‌ی منشور داشت
نام تو را دیده و ممهور کرد
نام تو را زینت منشور کرد
نادره فرمان مشیت شمول
کرد اشارت چو به خلق عقول
پرتو ادراک تو هر سو که تافت
عقل سراسیمه بدان سو شتافت
تا شود از دولت عین الیقین
خرمن ادراک تو را خوشه چین
ای صمدی خصلت و ایزد جلال
ای علوی صولت و احمد جمال
طاق دو ابروی تو نزد عقول
منحنی قوس صعود و نزول
[صفحه ۳۱]
متصل از جذبه‌ی تو کاف و نون
منفصل از نهی تو عقل و جنون
عشق چو از غیب پدیدار شد
حسن به حسن تو گرفتار شد
حسن شد از باده‌ی عشقت ز دست
دست ورا حسن تو از پشت بست
نام تو با حسن چو آمیختند
در سر ما طرح دگر ریختند
«حسن» سه حرف است و در این حرف نیست
جز سه رقم باده در این ظرف نیست
مستی ملک و ملکوت از تو باد
باده به جام جبروت از تو باد
حسن تو در این سه جهان ساقی است
در کف او جام هو الباقی است
تا به کف حسن تو این جام هست
هر سه جهان است از این باده مست
زهر کجا، جعده کجا، او کجا؟!
غیر کجا و، حرم هو کجا؟!
قطره کجا راه به دریا برد؟
اسم کجا پی به مسمی برد؟
هستی ظل بسته به نورست، نور
سایه که بی‌نور ندارد ظهور
چون که زدم غوطه به دریای فکر
تا به کف آرم در مضمون بکر
[صفحه ۳۲]
هاتفی از خلوت لاهوتیان
آمد و رو کرد به ناسوتیان
گفت: خداوند علیم و غفور
کرد در این آینه از بس ظهور
تاب نیاورده و از پا نشست
آینه از فرط تجلی شکست!
ذکر ملک شد پس از آن از محن
یا حسن و یا حسن و یا حسن
[صفحه ۳۳]
برگرفته از کتاب آینه بردباری سروده هایی از شاعران در وصف امام حسن مجتبی نوشته آقای محمود عباس و شاهرخی مشفق کاشانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *