از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر شهادت امام حسن (ع) – ماه نخست

از کوچه های شهر مدینه
مردی عبور می کند آرام

مردی که تا همیشه “کریم” ست
مردی که شهره است به این نام

این مرد آسمان و زمین را
پیوند می دهد به نگاهش

صد کهکشان ستاره ستاره
جاری میان زلف سیاهش

خورشید هم نشسته همان جا
در گوشه ای ز چشم صبورش

انگار گُر گرفته جهانی
از گرمی و تلألؤ نورش

پیشانی اش حقیقت ماه ست
ماهی که تا همیشه منیرست

در روشنای محض جبینش
شب های تار و تیره اسیرست

حالا اگر که مردم این شهر
او را سلام تلخ دهندش

حتّی اگر ز روی جهالت
با هر سلام طعنه زنندش

فرقی به حال سبط پیمبر
فرقی به حال “ماه” ندارد

این لوح، چون سپیده ی صبح ست
یک لکّه ی سیاه ندارد

او حضرت کریم ترین ست
چشمان او دریچه ی احسان

دستان او صراط بهشت ست
آغوش او سرای یتیمان

این مرد قد بلند مدینه
ماه نخستِ حضرت زهراست

آرامش وجود محمد
آیینه ی رشادت مولاست

زلفش تکان که می خورد انگار
آرامشی گرفته جهان را

آخر چگونه شعر توان کرد
مولود نیمه ی رمضان را…؟

باید سکوت کرد که خورشید
دارد طلوع می کند از شرق…

از شرق شانه های امامی
در غربت زمین و زمان غرق

باید سکوت کرد و فقط گفت:
هر شب به قصد خوبی و اکرام

از آسمان شهر مدینه
ماهی عبور می کند آرام…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *