از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر ویژه شهادت امام حسن (ع) – در دلم یک مدینه تعزیه خوان، دردلم یک بقیع بغض آلود

در دلم یک مدینه تعزیه خوان، دردلم یک بقیع بغض آلود
با همین روضه خوب می فهمم ،منبر مسجد النبی ست کبود

در حسینیه ام که می شنوم ، شب تابوت و تیر باران را
تیرهایی که بر جنازه ی ماه ،آمدند از کمان فتنه فرود

تیری آمد مرا عقب تر برد ، تا کجای مدینه در شب پیش
دیدم آنجا کریم باران را ، مثل ابری به مجلس بدرود

پاره ای از جگر به طشت نشست ، چشم بر هم نهادو سخت گریست
گفت :”لایوم یاحسین “…آنگاه ،از گلو مصرعی شکسته سرود

کربلا بود لای انگشتش ، قطعه در قطعه اش نشان می داد
ظهر توفانی محرم شد ،گریه سر داد بین گفت و شنود

کو ابوالفضل من ؟صدایش زد ،حرکت داد پرده ای را دید
شطی از مشک ناگهانی ریخت ،عطش باغ ماند و رودا رود

قطعه ای تازه باز از جگرش ، ناگهان بر گلوی طشت افتاد
روضه ای خواند و پرده بالا زد ،با اشارات عشق بال گشود

ای غزل از بقیع رد شده ای ، نیمه شب چون پرنده ای زخمی
پرخونی برایم آوردی ، از کدامین دریچه ی مسدود؟!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *