اخلاق و فضائل

شمائل امام حسن بن علی (ع)

در بحارالانوار مسطور است که روایت شده است مرفوعا الی احمد بن محمد بن ایوب المغیری:
قال: کان الحسن بن علی أبیض مشربا بالحمره، أدعج العینین
[صفحه ۱۷۱]
سهل الخدین، دقیق المسربه، کث اللحیه ذاوفره، و کان عنقه ابریق فضه، عظیم الکرادیس، بعید ما بین المنکبین، ربعه لیس بالطویل و لا القصیر، ملیحا من أحسن الناس وجها، و کان یخضب بالسواد، و کان جعد الشعر، حسن البدن.
شیخ صدوق در امالی خود به اسناد معتبره می گوید نقش خاتم امام حسن (ع) العزه الله بود.
در کتاب مطالب السؤل مصنف محمد بن طلحه از اجله علمای اهل سنت و جماعت شافعی المذهب از حافظ ابونعیم رفع سند میکند که أمیرالمؤمنین علی (ع) از فرزندش حسن (ع) سؤالی چند فرمود:
فقال: یا بنی! ما السداد! فقال: یا أبت! السداد دفع المنکر بالمعروف! قال: فما الشرف؟ قال: اصطناع العشیره و حمل الجریره! قال: فما المروه؟ قال: العفاف و اصلاح المال! قال: فما الدقه؟ قال: النظر فی الیسیر و منع الحقیر! قال: فما اللؤم؟ قال: احراز المرء نفسه و بذله عرسه! قال: فما السماح! قال: البذل فی العسر و الیسر! قال: لما الشح؟ قال: أن تری ما فی یدک شرفا و ما أنفقته تلفا! قال: فما الاخاء؟ قال: المساواه فی الشده و الرخاء! قال: فما الجبن؟ قال: الجرأه علی الصدیق و النکول عن العدو! قال: فما الغنیمه؟ قال: الرغبه فی التقوی و الزهاده فی الدنیا هی الغنیمه البارده! قال:
[صفحه ۱۷۲]
فما الحلم؟ قال: کظم الغیظ و ملک النفس! قال: فما الغنی؟ قال: رضی النفس بما قسم الله لها و ان قل و انما الغنی عن النفس! قال: فما الفقر؟ قال: شره النفس فی کل شی‌ء! قال: فما المنعه؟ قال: شده البأس و منازعه اعز الناس! قال: فما الذل؟ قال: الفزع عند المصدوقه! قال: فما العی؟ قال: العبث باللحیه و کثره البزاق عند المخاطبه! قال: فما الجرأه؟ قال: موافقه الأقران! قال: فما الکلفه؟ قال: کلامک فیما لا یعنیک! قال: فما المجد؟ قال: أن تعطی فی الغرم و تعفو عن الجرم! قال: فما العقل؟ قال: العقل حفظ کلما استوعیته! قال: فما الخرق؟ قال: معاداتک امامک و رفعک علیه کلامک! قال: فما السناء؟ قال: اتیان الجمیل و ترک القبیح! قال: فما الحزم! قال: طول الأناه و الرفق بالولاه! قال: فما السفه؟ قال اتباع الدناه و مصاحبه الغواه! قال: فما الغفله؟ قال: ترکک المسجد و طاعتک المفسد! قال: فما الحرمان؟ قال: ترکک حظک و قد عرض علیک! قال: فمن السید؟ قال: الأحمق فی ماله و المتهاون فی غرضه یشتم فلا یجیب المهتم بأمر عشیرته، هو السید.
این جمله اجوبه صادره از امام حسن (ع) بی کلفت رویت به عرض امیرالمؤمنین (ع) رسید.
[صفحه ۱۷۳]
و هم از کلمات آن حضرت است که می فرماید.
لا أدب لمن لا عقل له، و لا مروه لمن لا همه له، و لا حیاء لمن لا دین له، و رأس العقل معاشره الناس بالجمیل و بالعقل تدرک الداران جمیعا و من حرم العقل خسرهما جمیعا.
و نیز می فرماید:
علم الناس علمک و تعلم علم غیرک فتکون قد أنفقت علمک و علمت ما لم تعلم.
و نیز فرماید:
هلاک الناس فی ثلاث: الکبر، و الحرص، و الحسد؛ فالکبر هلاک الدین و منه لعن ابلیس، و الحرص عدو النفس و منه خرج آدم من الجنه، و الحسد رائد الجوع[الجزع]و منه قتل قابیل هابیل.
و نیز می فرماید:
لا تأت رجلا الا أن ترجو نواله أو تخاف بأسه أو تستفید من علمه أو ترجو برکته و دعائه أو تصل رحما بینک و بینه.
و نیز می فرماید که بر امیرالمؤمنین (ع) درآمدم هنگامی که از ضربت ابن ملجم لعین این جهان را وداع می فرمود پس آغاز جزع کردم فرمود آیا جزع میکنی عرض کردم چگونه جزع نکنم و حال آنکه ترا بدینگونه نگرانم.
فقال: ألا أعلمک خصالا أربع ان أنت حفظتهن نلت بهن النجاه و ان أنت ضیعتهن فاتک الداران، یا بنی! لا غنی أکبر من العقل و لا
[صفحه ۱۷۴]
فقر مثل الجهل، و لا وحشه أشد من العجب، و لا عیش الذ من حسن الخلق.
و نیز می فرماید:
ما رأیت ظالما أشبه بمظلوم من الحاسد.
و نیز می فرماید:
اجعل ما طلبت من الدنیا فلم تظفر به بمنزله ما لم تخطره بذلک.
و نیز می فرماید:
و اعلم أن مروه القناعه و الرضا أکبر من مروه الاعطاء و تمام الصنیعه خیر من ابتدائها.
و هم از آن حضرت روایت کرده‌اند:
سئل عن الذل و اللوم؟ فقال: من لا یغضب من الجفوه و لا یشکر علی النعمه! و سئل عن العقوق؟ فقال: أن تحرمهما.
نقل من نثر الدرر
در خبر است که یک روز علی (ع) با حسن فرمود برخیز و قراءت خطبه میکن تا کلام ترا اصغا فرمایم پس برخاست:
فقال: الحمدلله الذی من تکلم سمع کلامه و من سکت علم ما فی نفسه، و من عاش فعلیه رزقه، و من مات فالیه معاده، أما بعد فان القبور محلتنا و القیامه موعدنا، و الله عارضنا ان علیا باب من دخله کان مؤمنا و من خرج منه کان کافرا.
[صفحه ۱۷۵]
پس علی (ع) برخاست و حسن را بر سینه خود چفسانید.
فقال: بأبی أنت و أمی ذریه بعضها من بعض و الله سمیع علیم.
و نیز از کلمات امام حسن (ع) است.
ان هذا القرآن فیه مصابیح النشور و شفاء الصدور فلیجل جال بصره و لیلحم السفیه قلبه فان التفکیر حیاه قلب البصیر کما یمشی المستنیر فی الظلمات بالنور.
و هم در خبر است که أمیرالمؤمنین علی (ع) در بصره مریض شد و فرمان داد تا حسن (ع) روز جمعه در مسجد جامع با مردمان نماز گذارد پس آن حضرت کار بفرمان کرد و چون نماز را بپای برد.
قال: ان الله لم یبعث نبیا الا اختاره نفسا و رهطا و بیتا و الذی بعث محمدا بالحق لا ینتقص أحد من حقنا الا نقصه الله من عمله و لا تکون علینا جوله الا کانت عاقبته[لنا]و لتعلمن نبأه بعد حین.
و نیز می فرماید:
«من بدأ بالکلام قبل السلام فلا تجیبوه».
و نیز در خبر است که از حسن (ع) از صفت بخل پرسش کردند:
«فقال: هو أن یری الرجل ما أنفقه تلفا و ما أمسکه شرفا».
و هم از آن حضرتست که می فرماید «حسن السؤال نصف العلم» و نیز می فرماید:
«الشروع بالمعروف و الاعطاء قبل السئوال من أکبر السؤدد».
شیخ عبدالوهاب شعرانی که از علمای عامه است در کتاب لواقح الانوار
[صفحه ۱۷۶]
آورده است که حسن (ع) گاهی که خانه‌ی را از کسی ابتیاع می فرمود و بهای آنرا تسلیم می داد چون فروشنده فقیر میشد آن حایط را بصاحب نخستین مسترد میساخت و دیگر باره مثل آن ثمن که از نخست داده بود به رایگان عطا می فرمود هرگز عطائی با کس نکرد الا آنکه آن مبلغ را مضاعف نمود.
و فرزندان و فرزندزادگان خود را وصیت فرمود.
«تعلموا العلم فان لم تستطیعوا حفظه فاکتبوه وضعوه فی بیوتکم»
یعنی بیاموزید علم را و اگر استطاعت ندارید که از بر کنید بنویسید و در خانهای خود بگذارید.
برگزیده کتاب ناسخ التواریخ شرح احوال امام حسن مجتبی(ع) نوشته آقای محمد تقی لسان الملک سپهر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *