آثار, احادیث و سخنان

صحیفه امام حسن – خطبه در فضیلت اهل بیت

اشاره
روی انه طعن اقوام من اهل الکوفه فی الحسن بن علی علیهماالسلام فقالوا: انه عی لا یقوم بحجه فبلغ ذلک امیرالمومنین علیه السلام فدعا الحسن فقال: یا ابن رسول الله ان اهل الکوفه قد قالوا فیک مقاله اکرهها، فاخبر الناس، فقال: یا امیر المومنین لا استطیع الکلام و انا انظر الیک، فقال امیر المومنین علیه السلام: انی متخلف عنک فناد الصلاه جامعه، فاجتمع المسلمون، فصعد المنبر فخطب خطبه بلیغه وجیزه، فضج المسلمون بالبکاء، ثم قال:
ایها الناس! اعقلوا عن ربکم، ان الله عزوجل اصطفی ادم و نوحا و ال ابراهیم و آل عمران علی العالمین ذریه بعضها من بعض و الله سمیع علیم.
فنحن الذریه من آدم، و الاسره من نوح، و الصفوه من ابراهیم، و السلاله من اسماعیل و آل من محمد صلی الله علیه و آله
نحن فیکم کالسماء المرفوعه، و الارض المدحوه و الشمس الضاحیه، و کالشجره الزیتونه، لا شرقیه و لا غربیه التی بورک زیتها
النبی اصلها، و علی فرعها و نحن والله ثمره تلک الشجره، فمن تعلق بغض من اغصانها نجا، و من تخلف عنها فالی النار هوی
فقام امیر المومنین علیه السلام من اقصی الناس، یسحب رداءه من خلفه، حتی علا المنبر مع الحسن علیه السلام، فقبل بین عینیه، ثم قال: یا بن رسول الله اثبت علی القوم حجتک و اوجبت علیهم طاعتک فویل لمن خالفک.
خطبه آن حضرت در فضیلت اهل بیت
روایت شده: گروهی از مردم کوفه به امام حسن علیه السلام طعنه زدند، که قادر نیست کلام خود را بیان نماید، این سخن به گوش امیر المومنین علیه السلام رسید، امام حسن علیه السلام را خواست و فرمود: ای پسر پیامبر مردم کوفه در مورد تو سخنی می گویند که آن را زشت می شمارم، خود را به مردم بنمایان، امام حسن علیه السلام گفت: من هنگامی که چشمانم به شما می افتد قادر به سخن گفتن نیستم، آن حضرت فرمود: من به کناری می روم، ندا داده شد و مردم جمع شدند، امام بالای منبر رفت و خطبه ای بسیار کوتاه و بلیغ خواند، که مردم گریستند، آنگاه فرمود:
ای مردم! در سخن پروردگارتان بیندیشید که فرموده: خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برگزید، که بعضی از آنها فرزندان یکدیگرند، و خدا شنوا و دانا است.
پس ما فرزندان آدم، و از تیره نوح و از برگزیدگان ابراهیم، و سلاله اسماعیل و خاندان محمدیم صلی الله علیه و آله.
ما در میان شما مانند آسمان برافراشته، و زمین گسترده، و خورشید درخشان، و همانند درخت زیتونی هستیم که به شرق و غرب متمایل نبوده و زیتونش برکت داده شده است.
پیامبر ریشه آن، و علی ساقه آن و سوگند به خدا که ما میوه آن درختیم، هر که به شاخه ای از شاخه های آن چنگ زند نجات یافته، و هر که از آن تخلف ورزد در آتش سقوط می کند.
آنگاه حضرت علی علیه السلام از آخر جمعیت برخاست، در حالی که رداء ایشان از پشت سرش کشیده می شد، تا اینکه بالای منبر کنار امام حسن علیه السلام قرار گرفت و بین چشمهای ایشان را بوسید، و فرمود: ای پسر پیامبر حجتت را بر مردم ثابت کرده، و اطاعتت را واجب ساختی پس وای بر کسی که تو را مخالفت نماید.
برگرفته از کتاب صحیفه الحسن نوشته: جواد قیومی اصفهانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *