آثار, احادیث و سخنان

صحیفه امام حسن – خطبه در فضیلت خود و حضرت علی

اشاره
روی انه لما قدم معاویه بالکوفه قیل له: ان الحسن بن علی مرتفع فی انفس الناس، فلوا امرته ان یقوم دون مقامک علی المنبر، فتدرکه الحداثه و العی، فیسقط من انفس الناس و اعینهم، فابی علیهم، و ابوا علیه الا ان یأمره بذلک، فامره، فقام دونه مقامه فی المنبر، فحمدالله و اثنی علیه، ثم قال:
اما بعد، ایها الناس فانکم لو طلبتم ما بین کذا و کذا، لتجدوا رجلا جده نبی، لم تجدوا غیری و غیر اخی، و انا اعطینا صفقتنا هذه الطاغیه – و اشار بیده الی اعلی المنبر الی معاویه، و هو فی مقام رسول الله صلی الله علیه و آله – و رأینا حقن دماء، المسلمین افضل من اهراقها، و ان ادری لعله فتنه لکم و متاع الی حین – و اشار بیده الی معاویه.
فقال له معاویه: ما اردت بقولک هذا؟ فقال: ما اردت به الا ما اراد الله عزجل، فقام معاویه فخطب خطبه عیبه فاحشه، فسب فیها امیر المومنین علیه السلام، فقام الیه الحسن بن علی علیه السلام فقال له – و هو علی المنبر:
ویلک یابن اکله الاکباد، او انت تسب امیر المومنین علیه السلام و قد قال رسول الله صلی الله علیه و آله: من سب علیا فقد سبنی، و من سبنی فقد سب الله، و من سب الله ادخله الله نار جهنم خالدا فیها مخلدا، و له عذاب مقیم.
ثم انحدر الحسن علیه السلام عن المنبر، و دخل داره و لم یصل هناکم بعد ذلک ابدا
خطبه آن حضرت در فضیلت خود و پدرش
روایت شده: هنگامی که معاویه وارد کوفه شد به او گفتند: امام حسن علیه السلام نزد مردم جایگاه بلندی یافته است، اگر به او دستور دهی که روی منبر در پله پائین تر از تو قرار گیرد، جوانی و ناتوانی در سخن گفتن او باعث می شود که مقامش در قلب و دید مردم کاهش یابد، معاویه نپذیرفت، اما اصرار کردند، معاویه این عمل را انجام داد، امام در پله پائین تر از او ایستاد، و پس از حمد و ثنای الهی فرمود:
اما بعد، ای مردم اگر بین شرق و غرب جهان را بگردید تا مردی را بیابید که جدش پیامبر باشد، جز من و برادرم را نخواهید یافت، و ما با این طاغی و ستمگر بیعت کرده ایم – و با دست به بالای منبر که معاویه ایستاده بود اشاره کرد – که در جایگاه پیامبر قرار گرفته است، و دانستیم که حفظ خونهای مسلمانان بهتر از ریختن خونهای آنان است، آنگاه به این آیه استشهاد کردند: شاید این امر آزمایشی برای شما بوده و تا زمان اندکی آنان را بهره مند سازد و با دست به معاویه اشاره کرد.
معاویه گفت: قصدت از این سخن چه بود، فرمود: قصدم همان چیزی است که خداوند اراده آن را نموده است، آنگاه معاویه برخاست و خطبه ای خواند که در آن به علی علیه السلام دشنام داد و بسیار مسخره و استهزاء نمود، امام حسن علیه السلام برخاست و به او که هنوز بالای منبر بود گفت:
وای بر تو ای پسر خورنده جگرها، آیا تو امیر المومنین علیه السلام را سب و لعن می کنی، در حالی که پیامبر فرموده است: هر که علی را سب و دشنام دهد مرا دشنام داده است، و هر که مرا دشنام دهد خداوند را دشنام داده است، و هر که خدا را دشنام دهد خداوند او را در آتش دوزخ وارد سازد در حالی که در آن جاودانه خواهد بود، و عذابی پایدار برای اوست.
آنگاه امام از منبر پائین آمد و به خانه اش رفت و در آنجا دیگر نماز نگزارد.
برگرفته از کتاب صحیفه الحسن نوشته: جواد قیومی اصفهانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *