آثار, احادیث و سخنان

صحیفه امام حسن – خطبه در فضیلت خود و حضرت علی

اشاره
روی انه علیه السلام خطب بعد وفاه ابیه و ذکره فقال:
خاتم الوصیین و وصی خاتم الانبیاء و امیر الصدیقین و الشهداء والصالحین
ثم قال:
ایها الناس! لقد فارقکم رجل ما سبقه الاولون و لا یدرکه الاخرون لقد کان رسول الله صلی الله علیه و آله یعطیه الرایه فیقاتل جبرئیل عن یمینه، و میکائیل عن یساره، فما یرجع حتی یفتح الله علیه ما ترک ذهبا و لافضه الا شیئا علی صبی له، و ما ترک فی بیت المال الا سبعمائه درهم فضلت من عطائه، اراد ان یشتری بها خادما لام کلثوم
ثم قال:
من عرفنی فقد عرفنی، و من لم یعرفنی فانا الحسن بن محمد النبی صلی الله علیه و آله
ثم تلا هذا الایه قول یوسف: «و اتبعت مله ابائی ابراهیم و اسحاق و یعقوب» [۲۰].
انا ابن البشیر، و انا ابن النذیر، و انا ابن الداعی الی الله، و انا بن السراج المنیر، و انا ابن الذی ارسل رحمه للعالمین، و انا من اهل بیت الذین اذهب الله عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا، و انا من اهل البیت الذین کان جبرئیل ینزل علیهم، ومنهم کان یعرج
و انا من اهل البیت الذین افترض الله مودتهم و ولایتهم، فقال فیما انزل علی محمد صلی الله علیه و آله: «قل لا اسألکم علیه اجرا، الا الموده فی القربی و من یقترف حسنه [۲۱] و اقتراف الحسنه مودتنا اهل البیت
و فی روایه:
ایها الناس! فی هذه اللیله نزل القرآن، و فی هذه اللیله رفع عیسی بن مریم، و فی هذه اللیله قتل یوشع ابن نون، و فی هذه اللیه مات ابی امیرالمومنین، و الله لایسبق ابی احد کان قبله من الاوصیاء الی الجنه و لا من یکون بعده
و ان کان رسول الله صلی الله علیه و اله لیبعثه فی السریه فیقاتل جبرئیل عن یمینه و میکائیل عن یساره، و ما ترک صفراء و لا بیضاء الا سبعمائه درهم فضلت من عطائه، کان یجمعها لیشتری بها خادما لاهله.
خطبه آن حضرت در فضیلت خودش و پدرش
روایت شده: آن حضرت بعد از شهادت پدرش در میان مسلمانان آمده و پدرش را به یاد آورد و فرمود:
او آخرین اوصیای الهی و وصی آخرین پیامبر خداوند، و پیشوای راستگویان و شهداء و صالحان بود.
آنگاه فرمود: ای مردم! دیشب مردی از میان شما رفت که نه از پیشینیان و نه از آیندگان کسانی بر او پیشی نمی گیرد، پیامبر همیشه پرچم جهاد را به او می سپرد، جبرئیل از سمت راست، و میکائیل از سمت چپ او می جنگیدند، و جز با پیروزی باز نمی گشت، و خداوند پیروزی مسلمانان را به دست او تحقق می بخشید، او در زمان شهادت چیزی از طلا و نقره از خود باقی نگذارده، جز چیزی که یکی از کودکانش داشت، و در بیت المال پولی را باقی نگذارد جز هفتصد درهمی که از عطایش باقی مانده بود، و می خواست برای ام کلثوم کنیزی بخرد.
آنگاه فرمود:
ای مردم! هر کس مرا می شناسد، که مرا می شناسد، و آنکه نمی شناسد بداند که من حسن پسر علی علیه السلام هستم.
آنگاه این آیه که حکایت قول حضرت یوسف است را خواند: دین پدرانم ابراهیم و اسحاق و یعقوب را پیروی کردم.
من پسر انذار کننده، و من پسر خواننده به سوی خدا، و من پسر کسی هستم که به عنوان رحمت برای جهانیان فرستاده شده است، و من از خاندانی هستم که خداوند پلیدی را از آنان دور ساخت و ایشان را پاک و پاکیزه گرداند، و من از خاندانی هستم که جبرئیل بر آنان نازل می شد، و از خانه ایشان به سوی آسمان عروج می کرد.
و من از خاندانی هستم که خداوند دوستی شان و ولایتشان را واجب گردانید، و در آنچه بر پیامبر نازل کرد فرموده است: بگو در برابر آنچه انجام داده ام اجر و پاداشی نمی خواهم، جز محبت به خاندانم را، و هر که کار نیکی انجام دهد (ما هم بر پاداش نیکی او می افزائیم) و نیکی کردن همانا دوستی ما خاندان است.
و در روایتی اینگونه آمده است:
ای مردم! در این شب قرآن نازل شد، و در این شب عیسی بن مریم به آسمان عروج کرد، و در این شب یوشع بن نون به شهادت رسید، و در این شب پدرم امیر المومنین علیه السلام رحلت کرد، سوگند به خدا کسی از اوصیاء الهی بر پدرم در رفتن به بهشت سبقت نمی گیرد، و بعد از او نیز کسی به پایه او نرسد.
و اگر پیامبر او را به جنگی می فرستاد، جبرئیل در سمت راست و میکائیل در سمت چپ او می جنگید، و از پولهای زرد و سفید چیزی را باقی نگذارد، جز هفتصد درهمی که از قسمتش باقی مانده بود، و آن را جمع آوری کرده، تا برای خانواده اش خادمی بخرد.
برگرفته از کتاب صحیفه الحسن نوشته: جواد قیومی اصفهانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *