اصحاب و شاگردان

صیفی بن فسیل شیبانی بعد از شهادت امام حسن

محدثان او را از چهرههای معروف و مخالف معاویه دانستهاند، صیفی از یاران خاص و فداکار امیرمومنان علیهالسلام بود و مدتها توفیق خدمتگزاری آن حضرت را داشت. وی دارای شجاعتی قلبی بود، به طوری که در عقاید خود استوار و پابرجا ماند. [۵۱۸] آن روز که او را به همراه حجر بن عدی دستگیر کردند، زیاد رو به
[صفحه ۳۲۰]
صیفی شیبانی کرد و گفت: دربارهی ابوتراب چه میگویی؟
پاسخ داد: من ابوتراب را نمیشناسم.
با خشونت فریاد زد: علی بن ابیطالب را نمیشناسی؟!
جواب داد: خوب میشناسم.
زیاد گفت: همان است ابوتراب.
صیفی گفت: من او را ابوالحسن پدر امام حسن و امام حسین علیهماالسلام میشناسم. رئیس پلیس زیاد گفت: امیر میگوید ابوتراب، تو میگویی نمیشناسم؟!
صیفی رو به وی کرد و گفت: تو میخواهی اگر زیاد دروغ بگوید و شهادت باطل دهد، من گواهی کنم؟
در این هنگام، زیاد با عصبانیت با عصایی که در دست داشت بر گردن صیفی
کوبید و گفت: دربارهی او (علی بن ابیطالب) چه میگویی؟
صیفی با تمام شجاعت و ایمان گفت: من او را از بندگان مقرب خدا میشناسم و بهترین سخن را دربارهی او میگویم و هر آنچه رسول خدا صلی الله علیه و آله نسبت به آن حضرت داده و فرموده قبول دارم و عقیده من است. بعد از آن سخن او را بسیار شکنجهاش دادند و به زندانش انداختند و بر گردنش زنجیر زدند و بعد هم به همراه حجر بن عدی به شام فرستادند و در مرج عذرا به شهادتشان رساندند. [۵۱۹].
برگرفته از کتاب حقایق پنهان نوشته آقای احمد زمانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *