احادیث و سخنان

عایشه از دیدگاه امام حسن (ع)

نکوهش از دشمنی عایشه با امیرالمؤمنین علیه السلام هنگامی که امام حسن از کوفه به مدینه آمد برخی از زنها آمدند و شهادت
پدرش را به او تسلیت گفتند. از جمله: همسران پیامبر که به خدمت امام حسن علیه السلام آمدند، عایشه گفت: جدت از دنیا نرفت،
مگر آن روزی که پدرت از دنیا رفت (کنایه از اینکه تا پدرت زنده بود، گویی جدت زنده بود.) قال علیه السلام: نسیت نبشک فی
بیتک لیلا بغیر قبس بحدیده حتی ضربت الحدیده کفک فصارت جرحا الی الأن، فاخرجت جردا أخضر فیه ما جمعته من خیانۀ حتی
أخذت منه اربعین دینارا عددا لا تعلمین لها وزنا ففرقتها فی مبغضی علی من تمیم و عدی قد تشفیت بقتله؟. [ ۶۱۴ ]. امام حسن
علیه السلام فرمود: (حفاری شبانهات را بدون چراغ با پاره آهنی فراموش کردهای؟ حتی آن پاره آهن کف دستت را چندان فرو
کوبید که اینک هم زخم آن باقی است. سپس کهنه سبز رنگی درآوردی که در آن آنچه که دزدیده بودی، قرار دادی و تو از آن
چهل دینار برداشتی. شمارهی آنها را میدانستی، ولی وزنشان را نمیدانستی و تو آن را میان دشمنان علی، از قبیلهی تمیم و عدی
پخش کردی. آیا با مرگ او دردت آرام شد؟.)
برگرفته از کتاب فرهنگ سخنان امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته: محمد دشتی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *