اصحاب و شاگردان

عبدالرحمان بن حسان عنزی بعد از شهادت امام حسن

وی از جمله یاران مقاوم و پایداری بود که در برابر زیاد و معاویه هرگز سر فرود نیاورد و از ایمان و عقیدهی خود دفاع کرد. زیاد او را با غل و زنجیر به مرج عذرا فرستاد. عبدالرحمن در مرج عذرا میانگاشت که معاویه بهتر از زیاد است و
[صفحه ۳۲۱]
شاید هم میخواست هدف خود را به طاغوت شام ابلاغ دارد، گفت: مرا پیش امیر بفرستید. وقتی نزد معاویه رسید، معاویه رو به او کرد و گفت: برادر ربیعه! دربارهی علی [علیهالسلام] چه میگویی؟
عبدالرحمن گفت: این پرسش را نکن و یقین بدان که او از تو بهتر است.
معاویه گفت: تو را رها نمیکنم تا پاسخ دهی؟
جواب داد: نزد خداوند شهادتش خواهم داد که علی بن ابیطالب علیهالسلام همیشه به یاد خدا بود، امر به معروف و نهی از منکر میکرد، همیشه برپا دارندهی عدل و قسط بود و مردم را مورد عفو و بخشش قرار میداد.
معاویه راهی جهت اعدام وی نیافت و پرسید: در مورد عثمان چه میگویی؟
عبدالرحمن پاسخ داد: او اولین کسی بود که راه ستم را گشود و درهای حق را به روی مردم بست.
معاویه گفت: ابنحسان! خودت را به کشتن دادی. ابنحسان در پاسخ معاویه گفت: این تویی که خود را به کشتن دادی، همانا قبیلهی ربیعه در بیابانند!
وقتی معاویه وضع را چنین دید، او را به کوفه بازگردانید و به همراهش نامهای ارسال داشت که در آن نوشته بود: «این بدترین کسی است که فرستادهاید! او را با بدترین شکل به قتل برسانید.» [۵۲۰].
وقتی عبدالرحمان بن حسان به همراه نامه به کوفه بازگردانده شد، در قس الناطف (ناحیهای در اطراف کوفه، نزدیکی دجله) ناحیه شرقی فرات زنده به گورش کردند و به شهادتش رساندند.
[صفحه ۳۲۲]
برگرفته از کتاب حقایق پنهان نوشته آقای احمد زمانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *