حوادث، وقایع، هجرت

علل عدم قیام امام حسن

او زمامداری مجرب و سازنده و پیشوائی دور اندیش و روشن بین بود، با برنامهریزی اندیشیده به پیش میرفت و اینکه به قیام نپرداخت به دلایلی بود که اهم آنها عبارتند از:
۱- آشکار نبودن سالوس معاویه: اینکه او قیام نکرد یک دلیلش این بود که هنوز چهره سالوس و ریای بنیامیه و در راس آن معاویه شناخته شده و آشکار نبود. برای مردم شام و حتی برای مردم کوفه او را کاتب وحی، خال المومنین، داهیهای نابغه
[صفحه ۲۳۳]
میدانستند. در نتیجه قیام در برابر فردی صالح و حداکثر قیام در برابر صحابی پیامبر بود و این نمیتوانست دست و دل یاران را برای درگیری با او به کار اندازد.
افکار عمومی هنوز دریافت درستی از انحراف معاویه را نداشت و هنوز داوری اندیشیدهای درباره معاویه و امام نداشتند و شما میبینید که چه زود یاران نزدیک و حتی کسان و خویشان او از او گسستند و به معاویه پیوستند و این زمان و فرصت مناسبی میطلبید تا حقایق آشکار شود و پردهها فروافتند.
۲- آینده نگری امام: او فردی دوراندیش بود و تنها امروز را نه که فردا را هم مینگریست. او حوادث حال و آینده را نیکو در نظر مجسم کرد. دید اگر در این درگیری کارش به پیروزی کشد یک مساله است و اگر به شکست انجامد مسالهای دیگر.
بر فرض که امروز پیروز شود، داستان فردا، فریاد مظلومانه برآوردنها، دادخواستها، و بلواهای ناشی از قتلها و کشتارها را چه کند و اگر هم شکست بخورد تکلیف کاملا آشکار است، دمار از روزگار شیعیان برمیآمد که جلوهای و شعاعی از آن را در پیروزی ناشی از صلح معاویه دیدهایم. آری، اگر کسی حوادث آن زمان را با تاکید بر آینده مورد داوری قرار دهد خواهد دید که راه او بهترین راه و طریق ممکن در تضمین حفظ و پاسداری از اسلام بوده است. فداکاری به معنای جان باختن امری کاملا بیاثر و در خور فراموشی بود. و شما دیدید که مردم پدر او علی را چگونه فراموش کردند و چه زود از یاد بردند.
۳- جلوگیری از پامال شدن خونها: اگر امام قیام میکرد و در این راه به همراه یاران کشته میشد و خون میداد. خونها به سادگی پایمال میشدند. زیرا معاویه با توطئهها و تزویرها و تبلیغها جوی از قداست و خیر اندیشی برای خود دست و پا کرده بود که هر که علیه آن میایستاد به زودی محکوم به زوال بود.
مردم حق داشتند علیه او اعتراض کنند که چرا درخواست خیرخواهانه صلح معاویه را نپذیرفته است که اینک به چنان وضعی دچار شود. البته قتل او و یارانش آه و افسوس
[صفحه ۲۳۴]
داشت، ولی آه و افسوسی توام با ترحم و دلسوزی و در نهایت فراموش کردن قضیه.
هنوز چهره معاویه برملا نشده بود تا مردم دریابند او حکومت خواهی را چرا در قالب صلح خواهی مطرح میکند. واقعا مردم باورشان شده بود که او از راه صفا و صمیمیت و برای نفع اسلام دم از صلح میزند و حسن بن علی (ع) صرفا به خاطر لجبازیها و قدرت طلبیها مبارزه میکند. در چنین صورتی کشته شدن را حق حسن (ع) و یاران او میدانستند.
برگرفته از کتاب در مکتب کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته آقای علی قائمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *