اصحاب و شاگردان

قبیصه بن ربیعه العبسی بعد از شهادت امام حسن

نیروهای پلیس زیاد، با مکر و حیله او را امان دادند و سپس دستگیرش نمودند، زیرا عهدشکنی از عادات بنیامیه بود. زیاد بن ابیه گفت: تو مردی آشوبگر و فتنهانگیزی. او منکر شد و گفت: چنین نیست، اگر امان نداده بودی هرگز نزد تو نمیآمدم. سرانجام او را روانهی زندان کردند و به هنگام رفتن به زندان که جمعی پلیس در اطرافشان بودند، زنان قبیلهی ربیعه بر او میگریستند. قبیصه خطاب به آنان گفت: ساکت باشید و صبر کنید و پرهیزکاری پیشه کنید، من از پروردگارم خواستار دو چیز بودم: الف) شهادت که سعادت عظیم است؛ ب) سربلندی و سلامتی که با آن به خانه برگردم. شما به خانه برگردید، خداوند رزاق است، زیرا او شما را آفریده است.
قبیصه را به زندان انداختند و شدیدترین شکنجهها را به وی دادند. ابوشریف بدوی – بذی -، مسوول زندان، گفت: تو برائت و بیزاری از علی بجوی، من تو را آزاد میکنم و دیگری را به جای تو و به نام تو خواهم کشت!
پاسخ داد: ممکن نیست برای آزادی خود، خون دیگری را بریزم و از یک حقیقت آسمانی که قرآن بدان امر کرده، روی گردانم.
قبیصه نیز به همراه دیگر یاران حجر شربت شهادت نوشید و در زمرهی شهیدان راه ولایت و امامت قرار گرفت. [۵۲۱].
برگرفته از کتاب حقایق پنهان نوشته آقای احمد زمانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *