پدر و مادر (شجره نامه)

مراقبت پدر از امام حسن

در جنب مقابل نیز علی (ع) مراقب او بود که مبادا پسر در میدان جنگ از دست برود و نسل رسول الله (ص) منقطع شد، در جنگ صفین به هنگامی که پسر را بیمحابا و بیپروا در حال حمله دید و وضع شگفت آور او را ملاحظه کرد فرمود:
این پسر را نگهدارید، ترس از آن دارم که با مرگ او نسل رسول الله (ص) از میان برود. املکوا عنی هذا الغلام – فانی انفس بهذین (الحسن (ع) و الحسین (ع)) علی الموت، لئلا ینقطع بهما نسل رسول الله (ص) [۱۶۹].
علی او و برادرش را فرزند رسول خدا (ص) و خود را امانتدار آنها تلقی میکرد. خود در دل دشمن بود و اجازه نمیداد که آن دو به وسط میدان و در قلب دشمن فرو روند [۱۷۰].
روزی در جنگ به پسرش محمد حنفیه فرمانی داد و او با سختی و مشقت آن را در میدان به انجام رسانید. فورا آمادهاش کرد که پسرم برو و آن ستون دشمن را هم درهم
[صفحه ۱۲۸]
بشکن. و محمد رفت و پس از انجام وظیفه بازگشت. بار سوم امام فرمان جدیدی صادر کرد ولی آثار کدورت را در چهره پسر یافت او را نوازش کرد و مورد دلجوئی قرار داد که چرا متاثری؟ از فحوای کلامش دریافت که نگران است چرا به حسن (ع) و حسین (ع) فرمان نمیدهد امام فرمود:
عزیز من، تو پسر منی، و آنان پسران پیامبرند – آیا من وظیفه حفظ آنها را ندارم؟ محمد گفت چرا ای پدر، خدای مرا فدای تو و آن دو نماید: یا بنی انت ابنی و هذان ابنا رسول اله (ص) افلا اصونهما؟ محمد گفت بلی یا ابا جعلنی الله فداک و فداهما [۱۷۱].
برگرفته از کتاب در مکتب کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته آقای علی قائمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *