امامت و رهبری، حاکمان زمان

مصادرهها و بازجوئیها در حکومت معاویه

معاویه پس از استقرار و پس از مهره سازیها به بازجوئیها از مردم، تفتیش عقاید و آزار آنان برخاست و این امر در دو جبهه به صورت جدیتر صورت میگرفت.
۱- درباره شیعیان که هدف اصلی معاویه بودند و او میخواست احدی از شیعه در زمین زنده نباشد و نام علی و خاندانش کاملا بمیرد!
۲- آنها که حتی شیعه بودند ولی دارای قدرت و نفوذ در جامعه بوده و در بین مردم از وجههای برخوردار بودند مثل روسای قبایل و افرادی ذی نفوذ در شهرها و مناطق. اینان خطرات بالقوهای برای معاویه به حساب میآمدند و اصل برای معاویه آن بود که آنها نیز قدرت و قوتی در جامعه نداشته باشند.
معاویه فرمان مصادره داده بود و این مصادرهها دامان هر قدرتمندی را میگرفت به ویژه خاندان علی (ع) را که از وجههای و آبروئی برخوردار بودند. او برای ورشکست کردن خانواده علی (ع) فدک را سه بخش کرد، ثلثی را به مروان حاکم بخشید، بخشی را به عمرو، پسر عثمان بخشید (تا سر و صدای خونخواهی عثمان را فرونشاند) و قسمت سوم را به یزید بخشید، یعنی مخصوص خانواده خود کرد [۴۴۰] (البته وقتی مروان به حکومت رسید همه فدک را تصرف کرد و آن را به پسرش عبدالعزیز بخشید، و او هم آن را به پسرش عمر بن عبدالعزیز داد که او هم آن را به فرزندان فاطمه علیهاالسلام در عصر
[صفحه ۳۰۸]
حکومتش برگرداند)
غرض اینکه در این بازجوئیها و نامردیها مردم نانجیب چه خیانتها کردند و چه افراد محترمی را از هستی ساقط کردند و چه بلا و دشواری برای آنان پدید آوردند.
برگرفته از کتاب در مکتب کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته آقای علی قائمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *