امامت و رهبری، حاکمان زمان

معاویه و علنی نمودن منکرات

بعضی از کارهای معاویه به قدری زشت و بی اساس بود که زبانزد مردم شد. او زیاد بن عبید (ابیه) را به پدر خود ابوسفیان نسبت داد و او را برادر خود خواند!
در نامهای رسمی مینویسد: «من امیرالمومنین معاویه بن ابیسفیان الی زیاد بن ابیسفیان…؛ این نامهای از معاویه پسر ابوسفیان به زیاد پسر ابوسفیان است»
مادر زیاد بن ابیه از زنهای بدکار و شناخته شدهی مکه بود. بر سر در خانهی خود پرچم داشت و افراد لاابالی و هرزه به آن جا رفت وآمد میکردند…!
معاویه زیاد را به پدر خود نسبت داد، همین حرکت زشت سیاسی معاویه
[صفحه ۲۶۳]
باعث شد که صحابهی گرام به او اعتراض کنند و هر کدام به نوعی انزجار و تنفر خود را از وی و روشی که در پیش گرفته اعلان نمایند. [۴۱۳].
حسن بن علی و حسین بن علی علیهماالسلام و یونس بن عبید، و عبدالرحمان بن حکم و ابوعریان و ابوبکره و حسن بصره و… از کسانی بودند که معترض شدند و نوشتند رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
«الولد للفراش و للعاهر الحجر…؛ [۴۱۴] فرزند متعلق به مادر است و زناکار باید سنگسار گردد.»
پس باید او را زیاد بن سمیه نامید نه زیاد بن ابیسفیان، زیرا به شهادت ابی مریم سلولی ابوسفیان از جمله کسانی بود که با سمیه رابطهی نامشروع داشت و این انتساب معاویه خلاف صریح فرمایش رسول خدا صلی الله علیه و آله است. لذا امام مجتبی علیهالسلام به زیاد بن سمیه نامهای نوشت و برای معاویه فرستاد:
«اما بعد فان رسول الله صلی الله علیه و آله قال: «الولد للفراش و للعاهر الحجر. والسلام.» [۴۱۵].
و حسین بن علی علیهالسلام خطاب به معاویه به صورت مشروح نوشت:
«او لست المدعی زیاد بن سمیه المولود علی فراش عبید ثقیف فزعمت انه ابن ابیک و قد قال رسول الله صلی الله علیه و آله:
الولد للفراش و للمعاهر الحجر فترکت سنه رسول الله صلی الله علیه و آله تعمدا و اتبعت هواک بغیر
[صفحه ۲۶۴]
هدی من الله، ثم سلطته علی العراقیین [۴۱۶]؛ آیا تو نیستی که ادعای برادری با زیاد بن سمیه را داری. زیاد پسر سمیه که بر بستر غلامان و بندگان ثقیف (از زنا) به دنیا آمد و تو گمان میکنی که او پسر پدر تو است، در صورتی که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
فرزند بر بستر زناشویی متعلق است و زناکار باید سنگسار شود. تو سنت پیامبر صلی الله علیه و آله را کنار گذاشتی و از هوا و هوس خود پیروی کردی و زیاد را بر سر مردم مسلمان بصره و کوفه مسلط گرداندی.»
باید گفت:
معاویه با همهی سعی و کوششی که در از بین بردن سیره رسول خدا صلی الله علیه و آله و منزوی کردن اهلبیت علیهماالسلام داشت، موفقیت چندانی به دست نیاورد، زیرا امام مجتبی علیهالسلام شیوهای را که در تربیت مردان صالح و فدایی برای اسلام و معرفی فرهنگ اصیل و صحیح امامت راستین در مدینهی جدش رسول خدا انتخاب کرده بود، اثری ژرف در دلهای مردم و مسلمانان گذاشت، آنان دانستند که احکام شرعی و مسائل روزمره خود را باید از مدینه دریافت کنند.
امام مجتبی علیهالسلام نامههایی را به بعضی از افراد موثر و ناآگاه به صورت کاملا پنهانی ارسال میداشت و در آن، انحرافات هیات حاکم را از سیره جدش رسول خدا صلی الله علیه و آله بیان مینمود و نیز مردانی را آموزش و تعلیم میداد و به شهرهای مختلف میفرستاد. و لحظهای آرام نمیگفت به طوری که معاویه از فعالیتهایش وحشت داشت، کمتر کسی را از مدینه میدید که از کارهای حضرت سوال نکند.
روزی معاویه از افرادی که از مدینه به شام رفته بودند پرسید: حسن بن علی علیهالسلام چه میکند؟
[صفحه ۲۶۵]
مردی از قریش که ساکن مدینه بود گفت: نماز صبح را در مسجد جدش برگزار میکند تا طلوع آفتاب مینشیند و سپس تا به نزدیک ظهر به بیان احکام الهی و تعلیم و آموزش مردان مشغول است سپس نماز میخواند و به همین گونه زنان از احادیث و روایات و گفتههایش بعد از ظهر استفاده میکنند و این برنامه کار هر روز اوست. [۴۱۷].
ابنصباغ مالکی (متوفای سال ۸۵۵ ه. ق.) دربارهی فعالیتهای فرهنگی و تدریس امام مجتبی علیهالسلام مینویسد:
«و کان اذا صلی الغداه فی مسجد رسول الله صلی الله علیه و آله جلس فی مجلسه، یذکر الله حتی ترتفع الشمس و یحبس الیه من یجلس من سادات الناس یحدثهم… و یجتمع الناس حوله، فیتکلم بما یشفی غلیل السائلین و یقطع حجج المجادلین.» [۴۱۸].
نماز صبح را در مسجد النبی برگزار مینمود و تا طلوع آفتاب مینشست و به ذکر خدا مشغول بود. روزها مردم گرداگردش حلقه میزدند و او برایشان معارف و احکام الهی را بازگو مینمود… مردم بر اطراف آن بزرگوار گرد میآمدند تا سخنانش را بشنوند که دلهای شنوندگان را شفا میبخشید و تشنگان معارف الهی را سیراب مینمود. بیانش حجت قاطع بود، به طوری که جای احتجاج و مجادله و استیضاح باقی نمیگذاشت.
پس نشر فرهنگ اصیل اسلام توسط حسن بن علی علیهماالسلام در دورهی ده ساله، احیای مجدد اسلام و یادآور گفتار و کردار و نظریات پیامبر عظیم الشان بود. و اگر نبود نرمش قهرمانانهی سبط اکبر رسول خدا صلی الله علیه و آله آن هم از پایگاه وحی و حرم پیامبر صلی الله علیه و آله، معاویه و عمالش اثری از اسلام و اهل بیت علیهمالسلام باقی نمیگذاشتند.
[صفحه ۲۶۶]
برگرفته از کتاب حقایق پنهان نوشته آقای احمد زمانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *