امامت و رهبری، حاکمان زمان

معترضان به صلح امام حسن حجر بن عدی

حجر بن عدی (ره) یار فداکار و باوفای امیرمومنان علیهالسلام بود. او امتحان خوبی در نهروان و جمل و صفین داده بود. روزی مولای موحدان علی علیهالسلام از وی پرسید:

کیف لی بک اذا دعیت البرائه منی فما عساک ان تقول؟
«چه بر تو خواهد گذشت آن گاه که از تو بخواهند نسبت به مولایت، علی بن ابیطالب علیهالسلام برائت و بیزاری بجویی؟»
حجر در جواب گفت: والله یا امیرالمومنین لو قطعت بالسیف اربا اربا و اضرم لی النار و القیت فیها لآثرت ذلک علی البرائه منک.
سوگند به خداوند بزرگ ای امیرمومنان! چنانچه با شمشیر قطعه قطعهام کنند و سپس آتش برایم افروخته شود و بدنم را در میان آن بیندازند، آن را ترجیح خواهم داد بر این که نسبت به شما بیزاری و برائت جویم.»
علی بن ابیطالب علیهالسلام سخنانش را تصدیق کرد و فرمود:
وفقت لکل خیر یا حجر جزاک الله خیرا عن اهل بیت بیت نبیک.
«توفیق هر کار خیری نصیبت گردد. ای حجر، خداوند از ناحیهی اهل بیت پیامبر جزا و پاداش خیر بر تو عنایت فرماید.» (شیخ عباس قمی، سفینه البحار، ج ۲، ص ۹۸). در مورد حجر بن عدی گفتهاند که وی در شبانه روز هزار رکعت نماز میگزارد.
سلطهی معاویه به گونهای بر یاران امام سخت و وحشتناک بود که حجر این اسوهی مقاومت و قهرمان عقیده و ایمان نیز با دلی اندوهگین خدمت حضرت رسید و
[صفحه ۲۱۶]
معترضانه چنین گفت:
«به خدا قسم دوست داشتم که میمردم و همگی با تو جان میدادیم و چنین ماجرایی را نمی دیدیم. اکنون ما شکست خورده و غمزده به خانههای خود باز میگردیم و دشمنان ما شاد و پیروز به شام برمیگردند.» [۳۵۰].
امام علیهالسلام دست حجر را گرفت و او را به گوشهای خلوت برد و فرمود:
«ای حجر! سخنت را در مجلس معاویه شنیدم، ولی هر انسانی مجبور نیست هر آنچه را که تو دوست داری دوست بدارد و رای و نظرش همانند افکار تو باشد، به خدا قسم! من صلح را نپذیرفتم، مگر به خاطر بقای شما و ارادهی خداوند متعال در هر روز به گونهای است.» [۳۵۱].
برگرفته از کتاب حقایق پنهان نوشته آقای احمد زمانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *