امامت و رهبری، حاکمان زمان

معترضان به صلح امام حسن عبدالله بن زبیر

عبدالله بن زبیر نیز از افراد فرومایهای بود که دشمنیاش با اهل بیت علیهمالسلام زبانزد و مشهور بود. او در مورد صلح به امام مجتبی علیهالسلام اعتراض کرد و قرار صلح را ناشی از ترس و زبونی آن حضرت دانست.
امام حسن علیهالسلام خطاب به وی فرمود: گمان میکنی من از روی ترس و زبونی با معاویه صلح کردم؟! وای بر تو! وای بر تو! چه میگویی؟ مگر ممکن است؟! من فرزند شجاعترین مردان عربم، فاطمه سرور زنان عالم مرا به دنیا آورده. وای بر تو! هرگز ترس و ناتوانی در من راه ندارد، علت صلح من، وجود یارانی همچون تو بود که ادعای دوستی با من داشتید و در دل نابودی مرا آرزو میکنید، چگونه به نصرت و یاری شما میشود اعتماد کرد؟! [۳۴۸].
[صفحه ۲۱۴]
امام مجتبی علیهالسلام ضمن جواب صریح به چنین افرادی افشاگری مینمود و ماهیت خبیثت و پلید آنان را روشن میکرد. بدیهی و روشن بود که اینان از اعتراض خود، هدفی جز شکست روحیه و سرکوبی فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهمالسلام نداشتند. امثال این افراد فراوان بود که ما برای نمونه تنها به دو تن از آنان اکتفا کردیم.
معترضان دلسوز و علاقمند
اشاره
امام حسن علیهالسلام از جانب گروهی دلسوز و حامی ناآگاه، نسبت به صلح، مورد اعتراض قرار گرفت. آنان چون ماهیت معاویه و دستاندرکاران حکومت شام را (با توجه به هیجده ماه درگیری در صفین و خباثت آنان در تعرض به کودکان و نوامیس و عرض و آبروی بسیاری از صحابه و…) میشناختند، احساس خطر نسبت به خود و کیان اسلام میکردند و وحشت و اضطراب فوقالعادهای داشتند. امام مجتبی علیهالسلام که بر نیت پاک آنان آگاه بود، در پاسخشان خطر ادامهی درگیری و نبود یارانی باوفا و… را مطرح میساخت و گوشزد میکرد که باید نهضت را به گونهای دیگر آغاز نمود تا در نسلهای آینده نام پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سیره پر برکت اهلبیت علیهمالسلام به صورت جاوید و مستمر همچون خورشید تابان، در برابر همهی ظلمتها و تاریکیها جلوهگر شود.
سخنان امام حسن مجتبی علیهالسلام با «مالک بن ضمره»، «حجر بن عدی»، «عدی بن حاتم»، «بشر همدانی» و ابوسعید عقیصاتیمی و… گواه صادقی است بر مطالب فوق:
برگرفته از کتاب حقایق پنهان نوشته آقای احمد زمانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *