گسترش و ترویج علوم

مناظرات عمیق و فصاحت امام مجتبی

حضرت امام حسن مجتبی (ع) در فصاحت و بلاغت مانند پدر بزرگوارش جایگاه والائی داشت. روزی امیرمومنان به او فرمود: بر فراز منبر شو که قریش قدرت کلام نیکوی ترا آگاه شوند.
سپس امام حسن (ع) بالای منبر رفت و حمد و ثنای الهی، و درود بر رسول خدا (ص) را بطور موجز و فصیح و بلیغ بجای آورد. پس از آن فرمود: ای مردم من خود، از جدم رسول خدا شنیدم که فرمود:
«انا مدینه العلم و علی بابها و من دخل مدینه العلم الا من بابها»
من شهر علمم و علی (ع) در شهر علم است؛ چه کسی وارد شهر علم میشود مگر از در آن.
خطبهها و نامههای آن حضرت کاملا بیانگر فصاحت و بلاغت رسای آن بزرگوار است. مناظرات و احتجاجات مهیج و موجز ولی کوبنده آن بزرگوار با معاویه و دیگران شاهد این حقیقت است. به نمونههایی از آن مناظرات توجه کنید.
روزی معاویه از امام مجتبی (ع) خواست منبر برود و آنان را موعظه کند، امام (ع) بر فراز منبر رفت، همینکه معاویه قدرت کلام و فصاحت و بلاغت امام را دید و شنید از ترس اینکه مبادا
[صفحه ۳۴]
مردم از او برگردند مانع از ادامه سخنرانی حضرت شد. [۴۴].
روزی معاویه به امام مجتبی (ع) گفت: خداوند در قرآن میگوید: لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین [۴۵].
یعنی: هیچ تر و خشکی نیست مگر اینکه در کتابی است که واضح و آشکار است پس چرا ریش من و تو در قرآن نمیباشد چون ریش مبارک امام مجتبی (ع) انبوه و با طروات بود اما ریش معاویه کوسج بود.
امام (ع)آیهی (۵۶) اعراف را تلاوت کرد که میفرماید: و البلد الطیب یخرج نباته باذن ربه و الذی خبث لا یخرج الا نکدا
یعنی، زمینی که پاکیزه است گیاهش به اذن پروردگارش خارج میشود ولی زمینی که خبیث و ناپاک باشد از آن خارج نشود مگر اندک و بیفائده.
معاویه از این مناظره و احتجاج فصیح و پرمحتوای امام مجتبی (ع) خجل و شرمنده شد. [۴۶].
روز دیگری امام مجتبی (ع) نزد معاویه بود. معاویه به امام حسن (ع) گفت: من از تو بهترم، امام فرمود: به چه دلیل ای پسر هند، معاویه گفت: به خاطر اینکه مردم دور من جمع شدند ولی کسی اطراف تو نیست.
امام مجتبی (ع) فرمود: هیهات این افتخاری که تو میکنی شر محض است ای پسر هند جگرخوار، این افرادی که دور تو جمعاند از دو حال خارج نیست. یا مطیعاند و یا مجبور. آنکه مطیع تو است خدا را معصیت کرده، آن کس که مجبور است طبق قرآن معذور است. (یعنی تقیه میکند)
و حاشا که من بگویم از تو بهترم، زیرا اصلا در وجود تو خیری نیست تا بتوان گفت من از تو بهترم و لکن الله برئنی من الرذائل، کما برئک من الفضائل. خدا مرا از صفات پست و رذیله بری و پاکیزه کرده، هم چنانکه تو را از فضائل و خصال نیک محروم گردانیده است. [۴۷].
مناظرات مکرر امام مجتبی (ع) با معاویه و یاران او، مانند عمر عاص و ولید بن عقبه و مغیره بن شعبه و مروان حکم، روشنگر قدرت بیان و استدلال، و فصاحت آن حضرت است.
[صفحه ۳۵]
برگزیده از کتاب تعالیم امام حسن مجتبی(ع)به زبان دعا و حدیث نوشته آقای حسن کافی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *