از دیدگاه اهل بیت

موضع‌گیری‌های ائمه در حسنین فرزندان پیامبر

امام حسین (ع) برای مردم خطبه خواند و فرمود:
«اقررتم بالطاعه، و آمنتم بالرسول محمد صلی الله علیه و آله ثم انکم زحفتم الی ذریته و عترته
[صفحه ۶۶]
تریدون قتلهم… ألست أنا ابن بنت نبیکم، و ابن وصیه، و ابن عمه [۷۰]؛
به اطاعت و فرمانبرداری اعتراف کردید و به رسول خدا محمد صلی الله علیه و آله ایمان آوردید؛ سپس بر ذریه و عترت او یورش بردید و می‌خواهید آنان را به قتل برسانید! آیا من دخترزاده‌ی پیامبر شما و فرزند وصی و پسر عمویش نیستم؟!
درجای دیگر، آن گاه که اوضاع جنگ بحرانی شد، فرمود:
«و نحن عتره نبیک، و ولد حبیبک محمد صلی الله علیه و آله؟ الذی اصطفیته بالرساله… [۷۱]؛
و ما عترت پیامبر تو فرزند حبیب تو محمد صلی الله علیه و آله هستیم که او را به رسالت برگزیدی.»
در روز عاشورا، در وصف لشکر یزید فرمود:
«فانما أنتم طواغیت الأمه… و قتله اولاد الانبیاء و مبیری عتره الاوصیا [۷۲]؛
یقینا شما طاغوت‌های امت اسلامی هستید… شمایید قاتلان فرزندان پیامبران و نابود کنندگان عترت اوصیا…»
آن گاه که آنان را به خدا سوگند داد و فرمود:
«أنشدکم الله، هل تعرفونی؟؛ شما را به خدا سوگند می‌دهم، آیا مرا می‌شناسید؟» اعتراف کردند و گفتند: «آری، تو فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و دخترزاده او هستی.» [۷۳].
امام سجاد (ع) نیز آنگاه که خطبه غرای خود را در شام ایراد کرد، موضع مهمی اتخاذ کرد. در آن جا فرمود:
[صفحه ۶۷]
«أیها الناس! انا ابن مکه و منی، انا ابن زمزم و الصفا، انا ابن من حمل الرکن باطراف الرداء… انا من حمل علی البراق و بلغ و به جبرئیل سدره المنتهی…؛
ای مردم! منم فرزند مکه و منی، منم فرزند زمزم و صفا، منم فرزند آن کس که حجر الأسود را در وسط ردای خود گذاشت و به مردم فرمان داد تا بردارند و خود با دستان خویش بر محل آن گذاشت… منم فرزند آن کس که او را بر براق حمل کردند و جبرئیل او را به سدره المنتهی رساند…»
نتیجه‌ی این خطبه چنان شد که مردم فریاد گریه برآوردند و یزید ترسید که فتنه و آشوبی برپا شود؛ پس به مؤذن دستور داد که برای اقامه‌ی نماز اذان بگوید، اما حضرت سجاد (ع) خطبه‌ی خود را ادامه داد و احتجاجات دندان‌شکن خود را علیه یزید دنبال کرد؛ مردم پراکنده شدند و در آن روز نمازشان به هم ریخت. [۷۴].
عقیله‌ی بنی‌هاشم، زینب علیهاالسلام را می‌بینیم که در مقابل یزید به پا می‌خیزد تا بگوید:
«أمن العدل یا ابن الطلقاء تخدیرک حرائرک و اماءک و سوقک بنات رسول الله سبایا؟… و استأصلت الشأفه باراقتک دماء ذریه رسول الله صلی الله علیه و آله… و لتردن علی رسول الله بما تحملت من سفک دماء ذریته و انتهکت من حرمته و لحمته [۷۵]؛
ای پسر آزاد شده! این عدالت است که زنان و دختران و کنیزکان تو در پس پرده بنشینند و تو دختران پیغمبر را به عنوان اسیر، این سو و آن سو ببری؟ تو با ریختن
[صفحه ۶۸]
خون فرزندان پیغمبر صلی الله علیه و آله ریشه را از بن کندی… با باری که از ریختن خون دودمان پیامبر صلی الله علیه و آله و شکستن حرمت عترت و پاره‌های تن او بر دوش می‌کشی، به حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد خواهی شد.»
او در خطبه‌ای که برای مردم کوفه ایراد کرد، فرمود:
«الحمد لله و الصلاه علی أبی، محمد و آله الطیبین الأخیار.»
در متن دیگری چنین است:
«و الصلاه علی أبی، رسول الله.» [۷۶].
فاطمه علیهاالسلام، دختر امام حسین (ع) نیز در خطبه‌ای که برای مردم کوفه بیان کرد، گفت:
«و أن محمدا عبده و رسوله و أن اولاده ذبحوا بشط الفرات؛ [۷۷].
و شهادت می‌دهم که محمد بنده و فرستاده‌ی خداست و فرزندانش در کنار شط فرات کشته شدند.»
برگزیده از کتاب تحلیلی از زندگانی سیاسی امام حسن مجتبی(ع)نوشته آقای سید جعفر مرتضی حسینی عاملی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *