امامت و رهبری، حاکمان زمان, حوادث، وقایع، هجرت

موضع قوی امام حسن در قبال معاویه

از طرف دیگر، نص فوق به طور کاملا آشکاری موضع بسیار نیرومند امام حسن (ع) را بیان می‌کند، و دلالت دارد که موضع حضرت (ع) چقدر قوی و نیرومند بوده است.
[صفحه ۲۱۹]
سخن پسر عاص گذشت که به معاویه گفت:
«مردم به دنبالش راه افتادند. فرمان داد، اطاعت کردند، سخن گفت، تصدیق نمودند. این دو، کار را به جاهای باریک‌تری خواهند کشاند. چه خوب بود که کسی را به دنبالش می‌فرستادی تا او و پدرش را لعن می‌کردیم و دشنام می‌گفتیم و ارزش هر دو را در پیش دیگران پایین می‌آوردیم…»
سفیان بن لیلی به امام حسن (ع) گفت:
«خدا مردم را درباره‌ی تو هم صدا کرده است.» [۴۲۲].
ابوجعفر روایت کرده که ابن عباس گفت:
«اولین خواری و ذلت عرب، مرگ حسن (ع) بود.» [۴۲۳].
ابوالفرج گوید:
«… به ابواسحاق سبیعی گفته شد: چه هنگامی مردم خوار و ذلیل شدند؟ گفت: آن موقع که حسن رحلت کرد، زیاد پسر ابوسفیان خوانده شد و حجر بن عدی به قتل رسید.» [۴۲۴].
معاویه نیز اقرار دارد:
«حسن (ع) کسی نیست که بتوان او را دست کم گرفت…» [۴۲۵].
در این‌باره نصوص بسیاری وجود دارد که در این مختصر مجال تتبع آن نیست.
شاید بتوان عواملی را که موجب گردید موضع امام حسن (ع) در قبال معاویه و امویان قدرت و اثر بیشتر و عظیم‌تری داشته باشد، در موارد ذیل
[صفحه ۲۲۰]
خلاصه کرد:
یاری و نصرت عثمان توسط امام، عدم شرکت حضرت در قتل مشرکان قریش و دیگران (زیرا امام در آن موقع کودک خردسالی بود که نمی‌توانست در جنگ‌های رسول خدا صلی الله علیه و آله علیه مشرکان شرکت جوید)، مردم، سخنان و مواضع رسول اکرم صلی الله علیه و آله را در خصوص آن حضرت دیده و شنیده بودند. از طرف دیگر، تمامی مردم می‌دانستند که آیات قرآنی زیادی در مورد فضل و دانش آن حضرت نازل شده و خصلت‌های کریمانه‌اش را ستوده و تأکید دارد که مقام رهبری آینده‌ی امت مسلمان را خداوند برای وی آماده و مهیا کرده است و نیز جای هیچ گونه دستاویزی برای تضعیف مرکزیت و قدرت امام (ع) باقی نبود تا دشمنان بدان تمسک جویند، و از طرفی حضرت با مسأله‌ای مثل حکمیت – که قبلا پدرش از سوی معاویه و بنی‌امیه گرفتارش شده بود – مواجه نگردید.
آری، او فرزند کسی است که قریش را تار و مار کرد و قهرمانان عرب را از پای درآورد، آن‌هایی که می‌خواستند با همه‌ی حیله و وسایلی که در اختیار داشتند، نور خدا را خاموش کنند. ضعف استدلال معاویه در مقابل امام حسن (ع) وقتی روشن خواهد شد که گفته‌ها و سخنان شخص معاویه را ملاحظه کنیم. او برای تصدی پست خلافت، چیزی که بتواند بدان استدلال کند نداشت، مگر این که بگوید: ولایتش طولانی‌تر، تجربه‌اش بیشتر، سیاستش قوی‌تر و سنش از امام حسن (ع) بزرگتر است. [۴۲۶].
بعضی از پژوهش‌گران مسائل تاریخی می‌گویند:
«بدین ترتیب معیارهای خلافت به صورت معیارهای مدل لباس و زیبایی اندام،
[صفحه ۲۲۱]
طولانی‌تر، بزرگ‌تر، قدیم‌تر و بیشتر بودن درآمد.» [۴۲۷].
آنچه موجب تضعیف موضع امام حسن (ع) و تقویت شوکت و جلال معاویه شد، مسائل مربوط به سپاه امام (ع) و شرایط خاص حاکم بر جامعه‌ی اسلامی، علی الخصوص مردم عراق، و نیز مسائل عقیدتی و اجتماعی و مسائل دیگر بود. اگر چه آن طور که به نظر می‌رسد عامل زمان در دراز مدت به نفع امام حسن علیه السلام تمام شد، خصوصا بعد از تحول مختصری که بر اثر تلاش‌های امیر المؤمنین در جامعه‌ی عراق در قبال اهل بیت (ع) به وقوع پیوست.
درباره‌ی جامعه‌ی عراق، در بحث دیگری در باب «خوارج» مطالبی بیان کرده‌ایم. در همین بحث نیز اشاراتی داشتیم که شاید مفید باشد، اما فعلا مورد بحث ما نیست، چرا که مربوط است به شرط صلح امام حسن (ع) و باید در جای خود مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
[صفحه ۲۲۲]
برگزیده از کتاب تحلیلی از زندگانی سیاسی امام حسن مجتبی(ع)نوشته آقای سید جعفر مرتضی حسینی عاملی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *