امامت و رهبری، حاکمان زمان

نشر شایعات در لشکر امام حسن

گفتیم سربازان امام از خبر فرار عبیدالله در سایه سخنرانی قیس شادمان شدند و خدای را بر این نعمت سپاس گفتند [۲۷۴] ولی عدهای هم متزلزل شده و در بهانه برای گریز بودند. ضربه جدیدی لازم بود تا اینان را نیز از میدان بدر کند.
در مدائن شایع کرده بودند که قیس بن سعد هم با معاویه سازش کرده و به او پیوسته است [۲۷۵] در مسکن هم شایع کردند که حسن بن علی (ع) قرارداد صلح معاویه را قبول کرده [۲۷۶] و باز شایعه دیگری را نشر دادند که قیس بن سعد سردار لشکر امام حسن (ع) کشته شده است [۲۷۷] و این شایعات روحیه مردم را عوض کرده بود. و امام در بنبستی عظیم قرار گرفته بود [۲۷۸].
معاویه برای قیس بن سعد نوشته بود که تو یهودی پسر یهودی هستی، تو دیگر چه میگوئی؟ از داستان پدرت (ترور او) عبرت بگیر. اگر حسن پیروز شود چیزی به تو نخواهد رسید. اگر من پیروز شوم، تو را سخت عقوبت خواهم کرد.
[صفحه ۱۹۵]
قیس در جوابش نوشت ای بتپرست تو اسلام را به کراهت پذیرفتی. نفاق تو تازگی ندارد. تو دشمن خدائی زیرا که پس از قبول اسلام مجددا به همان آئین شرک برگشتی [۲۷۹] و نمونه این تبلیغات و تهدیدات در افرادی چون قیس بیاثر بود – اما در دیگران؟
معاویه شایعه انداخته بود که جنگش با حسن (ع) جنگی عادلانه است، این حسن (ع) است که راه خطا و اشتباه را در پیش گرفته و تسلیم او نمیشود!! جنگ حسن (ع) جنگی غیرعادلانه و تجاوزکارانه است، به خاطر پست و مقام است!! و جنگ معاویه جنگی خیرخواهانه و به نفع اسلام.
هم چنین معاویه چند فرد خوش ظاهر و خوشنام را به اردوگاه مدائن فرستاد که در میان سربازان ندا در دهند خداوند وسیله فرزند پیامبر فتنه را خواباند و حسن با معاویه صلح کرد و خون مردم را از خطر هدر رفتن صیانت نمود.
عدهای از شنیدن این خبر خوشحال شده و دست از کار کشیدند، عدهای ناراحت شدند و به غم و اندوه مبتلا گشتند و عدهای هم راه سوء استفاده و چپاول و غارت را در پیش گرفتند که در همه حال نشان میداد معاویه در طرح فتنه انگیزی موفق بوده است.
محکومیت خائنان
آری به حسن (ع) خیانت شد. معاویه محکوم است چون بذر فتنه و خیانت را در میان مردم پاشیده و مردم نیز محکومند زیرا که آن خیانت را پذیرفتهاند. با افرادی چون عبیدالله را در روز قیامت مخاصمهای بزرگ است زیرا با فرار خود لشکریان معاویه را غنا بخشید و پسر پیامبر خود را مخذول کرد. و وضع به همین گونه است برای کسانی که به هر صورتی قدمی در راه تضعیف و سقوط لشکر حسن (ع) برداشتهاند.
آنها با خیانت و توطئه خود سیاست حق و عدل را سقوط دادند و سیاست نیرنگ و فریب را خریدند. حکومت خدائی را لرزاندند و حکومت جابرانه اموی را بر مردم مسلط کردند. اگر آنها خیانت نمیکردند و هم چنان تابع امام میماندند معاویه هرگز
[صفحه ۱۹۶]
آری، حسن (ع) هم میتوانست سیاست بازی کند و راه نیرنگ و فریب در پیش گیرد و پیروزی به دست آورد. ولی در چنان صورت او دیگر حسن بن علی (ع) و یادگار پیامبر (ص) نبود بلکه معاویهای دیگر میشد!! و پناه بر خدا از این حدس و تصور!!
[صفحه ۱۹۷]
برگرفته از کتاب در مکتب کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته آقای علی قائمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *