اخلاق و فضائل

نمونه ای از عنایت امام حسن

فردی به نزدش آمد که تو را به خدا قسم میدهم به فریادم برس و مرا از دست دشمنم نجات بخش، مرا دشمنی است ستمکار که حرمت پیران را نگاه نمیدارد و به خردان رحم نمیکند. امام چون این سخن را بشنید از جای برخاست که خصم تو کیست تا حساب او را برسم؟
گفت دشمن من فقر من است و پریشانی من. امام آن چه را موجود داشت به او داد و فرمود تو را به خدا سوگند میدهم اگر دشمن به تو رو کند شکایت او را به نزد من آور [۴۷۸] در اعتکاف و در حال طواف بود. فردی آمد که بدهکارم و قرضم را ادا کن چون طلبکار تهدیدم کرده که اگر قرض او را ندهم آبرویم را ببرد و…
حضرت طواف را قطع کرد و با او به نزد طلبکار رفتند که مهلتی بگیرند. ابنعباس آمد و گفت گویا اعتکاف را فراموش کردی؟ امام فرمود نه، فراموش نکردهام، به فرموده پیامبر (ص) برآوردن حاجت را برتر دانستم که رسول اله فرمود رفع حاجت مومن چنان است که گوئی سالیان دراز به عبادت پروردگار شب و روز گذراندهای. [۴۷۹] و مواردی از این قبیل در زندگی امام اندک نیستند [۴۸۰].
[صفحه ۳۳۲]
برگرفته از کتاب در مکتب کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته آقای علی قائمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *