احادیث و سخنان

پاسخ امام حسن به مغیره بن شعبه

در آخر رو به مغیره بن شعبه کرد و فرمود: تو (مغیره) با خدا دشمنی کردی و با کتابش مخالفت نمودی و پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را تکذیب کردی. تو کسی هستی که به جرم ارتکاب زنا سنگسار کردنت واجب گشت و انسانهای متقی و عادل جنایت تو را تصدیق کردند و بر آن گواهی دادند، لیکن عمر سنگسار شدنت را به تاخیر انداخت و با مغالطه، حق را به واسطهی باطل از بین برد. خداوند تو را در دنیا و آخرت به خواری و ذلت گرفتار میکند و کیفرت خواهند نمود. مغیره! تو کسی هستی که فاطمه علیهاالسلام دختر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را آزردی و مجروحش نمودی، به طوری که فرزند داخل رحمش سقط شد. این کار تو اهانت به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و مخالفت با او و شکستن حریم قدس نبوتش بود. پیامبر دربارهی فاطمه علیهاالسلام فرمود:
«انت سیده نساء اهل الجنه؛ دخترم! تو سرور همهی زنان بهشتی»
سوگند به خدا به دوزخ افکنده خواهی شد و جزای کارهای زشتت به تو خواهد رسید. تو به کدام یک از این صفات سه گانهی علی علیهالسلام او را سب و نفرین کردی؟ در حسب و نسب نقصان داشت؟ با پیامبر صلی الله علیه و آله بیگانه بود؟ معضله و گرفتاری برای اسلام ایجاد کرده بود یا برخلاف اسلام حکمی به ستم اجرا کرده بود؟ هرکدام را ادعا کنی دروغ گفتهای و مردم هم تو را تکذیب میکنند. گمان میکنی که علی علیهالسلام عثمان را کشته است؟! سوگند به خدا علی از کسانی که او را سرزنش میکنند پرهیزگارتر و پاکتر است. چرا تو عثمان را در زمان زندگیاش هرگز کمک نکردی و بر مرگش محزون نگشتی؟ در طائف در منزل خویش به خیانت و جنایت پرداختی، به احیای مجدد قوانین جاهلیت پرداختی و برای نابودی اسلام و محو آن از هیچ توطئهای کوتاهی نکردی.
اما این که از بنیهاشم و بنیامیه سخن میگویی، چیزی جز خواخواهی معاویه نیست و در مورد سخنانت دربارهی حکومت و فخر به سلطنت باید گفت:
[صفحه ۲۴۴]
فرعون بر مصر چهارصد سال حکومت کرد و در آن وقت، موسی و هارون علیهالسلام دو پیامبر بزرگوار الهی همواره در غم و اندوه و زحمت بودند، پس سلطنت و حکومت از خداست، گاهی آن را به رسم آزمایش و امتحان به انسانهای نیکوکار میدهد و گاهی به جنایتکار (همانند شماها). خداوند منان فرمود:
«و ان ادری لعله فتنه لکم و متاع الی حین [۳۷۹]؛ من نمیدانم، شاید این آزمایشی برای شماست و مایهی بهرهگیری تا مدتی معین.»
و نیز فرمود: و اذا اردنا ان نهلک قریه امرنا مترفیها ففسقوا فیها فحق علیها القول فدمرنا تدمیرا [۳۸۰]؛ هنگامی که بخواهیم شهر و دیاری را به هلاکت برسانیم، نخست به تبهکاران و مترفین (ثروتمندان مست شهوت) قدرت میدهیم، آنان به فسق و فجور میپردازند و استحقاق مجازات پیدا میکنند و بعد ما آنها را به شدت درهم میکوبیم.»
در این جا بود که امام مجتبی علیهالسلام به سخنان خویش پایان داد و از جا برخاست تا به منزل رود، رو به معاویه و آن جمع نمود و آیه کریمه ذیل را تلاوت فرمود:
«الخبیثات للخبیثین و الخبیثون للخبیثات [۳۸۱]؛ زنان زشت سیرت، مردان خبیث را درمییابند و مردان زشت سیرت زنان خبیث را»
ای معاویه! سوگند به خدا، ناپاکان در آیه شریفه، تو و یاران همراهت هستید» سپس دنبالهی آیه کریمه را قرائت نمود:
«و الطیبات للطیبین و الطیبون للطیبات اولئک مبرءون مما یقولون، لهم مغفره و رزق کریم [۳۸۲]؛ زنان پاک از آن مردان پاند و مردان پاک از آنان زنان پاک. اینان از نسبتهای ناروایی که ناپاکان به آنها میدهند مبرا هستند و بر ایشان آمرزش الهی و روزی پرارزشی است.»
[صفحه ۲۴۵]
و در آخر فرمود: پاکان در آیه شریفه، علی بن ابیطالب علیهالسلام و یاران و شیعیان آن بزرگوار هستند.
سپس از مجلس خارج گردید، در حالی که رسوایی عجیبی برای آنان به بار آورده بود، به طوری که هریک دیگری را مورد سرزنش قرار میداد و نهایتا تشکیل آن مجلس را به ضرر خود دانستند. در این هنگام معاویه همهی آنان را نکوهش کرد و گفت: من از اول اخطار کردم که شما توان معارضه با حسن بن علی را ندارید، برخیزید و از من دور شوید. [۳۸۳].
[صفحه ۲۴۹]
برگرفته از کتاب حقایق پنهان نوشته آقای احمد زمانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *