احادیث و سخنان

پاسخ امام حسن (ع) به پرسشهای امام علی

یکی از راههای شناخت شخصیتهای بزرگ پرسشها و پاسخهای آنهاست. گاهی مردان بزرگ از شخصیتهای آیندهدار و
جوان در حضور دیگران سؤالاتی میکنند تا موقعیت والای آنان را به دیگران بفهمانند. امام علی علیه السلام برای فرزندش امام
مجتبی علیه السلام چند سئوال مطرح کرد، و آن حضرت نیز پاسخ داد: سأل علی علیه السلام ابنه الحسن: عن أشیاء من أمر المروءه،
فقال: یا بنی ما السداد؟. قال یا أبت السداد دفع المنکر بالمعروف، قال: فما الشرف!. قال: اصطناع العشیره، و حمل الجریره قال: فما
المروءه؟. قال: العفاف و اصلاح المال، قال: فما الرأفۀ؟. قال: النظر فی الیسیر و منع الحقیر، قال: فما اللؤم؟. قال: احراز المرء نفسه [خ.
ماله] و بذله عرسه، قال: فما السماح؟. قال: البذل فی العسر و الیسر. قال: فما الشح؟ قال: أن تری ما فی یدیک شرفا، و ما أنفقته تلفا،
قال: فما الاخاء؟. قال: المواساه فی الشده و الرخاء، قال فما الجبن؟. قال الجرأه علی الصدیق و النکول علی العدو قال فما الغنیمۀ؟
قال:الرغبۀ فی التقوی و الزهاده فی الدنیا هی الغنیمۀ البارده. قال: فما الحلم؟ قال: کظم الغیظ و ملک النفس، قال: فما الغنی؟ قال:
رضی النفس بما قسم الله تعالی لها و ان قل، و انما الغنی غنی النفس، قال: فما الفقر؟ قال: شره النفس فی کل شیء، قال: فما المنعۀ؟
قال: شده البأس و منازعۀ أعزاء الناس، قال: فما الذل؟ قال: الفزع عند المصدوقۀ. قال: فما العی؟ قال: العبث باللحیۀ و کثره النزق [خ.
البرق] عند المخاطبۀ، قال: فما الجرأه؟ قال: موافقۀ الأقران، قال: فما الکلفۀ؟ قال: کلامک فیما لا یعنیک، قال: فما المجد؟ قال: أن
صفحه ۱۲۰ از ۳۲۶
تعطی فی الغرم و تعفو عن الجرم، قال: فما العقل؟ قال: حفظ القلب کلما استوعیته، قال: فما الخرق؟ قال: معاداتک امامک و رفعک
علیه کلامک، قال: فما السناء؟. قال: اتیان الجمیل و ترک القبیح، قال: فما الحزم؟ قال: طول الاناه و الرفق بالولاه، قال: فما السفه؟ قال:
اتباع الدناه و مصاحبۀ الغواه، قال: فما الغفلۀ؟ قال: ترکک المسجد و طاعتک المفسد، قال: فما الحرمان؟ قال: ترکک حظک و قد
عرض علیک، قال: فما السید؟ قال: الأحمق فی ماله و المتهاون فی عرضه، فیشتم فلا یجیب و المتهم بأمر عشیرته هو السید. فقال علی
۲۸۲ ]. حضرت علی ] « لافقر أشد من الجهل، و لا مال أعود من العقل » : علیه السلام: سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یقول
علیه السلام از فرزندش امام حسن علیه السلام از موضوعاتی دربارهی جوانمردی سئوال کرد و پرسید؛ پسرم! فرهیختگی چیست؟
پاسخ داد: پدر جان فرهیختگی، جلوگیری از منکر است با معروف. پرسید: شرف چیست؟. پاسخ داد: خوش رفتاری با بستگان و
تحمل بدرفتاری آنان (یعنی گذشت داشتن). پرسید: مردانگی چیست؟ پاسخ داد: پاکدامنی و ثروت را سر و سامان دادن. پرسید:
رأفت چیست؟ پاسخ داد: توجه به اندک و جلوگیری از بیمقدار. پرسید: پستی چیست؟ پاسخ داد: پستی آن است که انسان به فکر
جمع مال باشد و هیچ بهرهای از آن، همسرش نبرد. پرسید: بزرگواری چیست؟ پاسخ داد: بخشش در گشایش و تنگدستی. پرسید:
خسیسی چیست؟ پاسخ داد: اینکه گمان بری که آنچه داری مایهی سربلندی توست و آنچه که انفاق کردهای تلف شده. پرسید:
برادری چیست؟ پاسخ داد: یک رنگ بودن در آسایش و سختی. پرسید: ترس چیست؟ پاسخ داد: بیباکی نسبت به دوست و واهمه
از دشمن. پرسید: غنیمت چیست؟ پاسخ داد: شوق به تقوا و چشم نداشتن به دنیا که غنیمتی است که بدون جنگ به دست میآید.
پرسید: بردباری چیست؟ پاسخ داد: خویشتن داری و کف نفس. پرسید: بینیازی چیست؟ پاسخ داد: بسنده نمودن نفس به آنچه که
خداوند روزی او ساخته، هر چند اندک باشد و بینیازی واقعی، بینیازی نفس است. پرسید: فقر چیست؟ پاسخ داد: طمع نفس به
هر چیزی. پرسید:گردن فرازی چیست؟ پاسخ داد: زیاد خوش بودن و درگیر شدن با مقتدران جامعه. پرسید: خواری چیست؟ پاسخ
داد: شیون به هنگام واقعهی ناگزیر. پرسید: درماندگی و ناتوانی در سخن گفتن به چیست؟ پاسخ داد: بازی با ریش و زیاد تف
کردن به هنگام صحبت کردن. پرسید:جرأت چیست؟ پاسخ داد: شانه به شانهی همطرازان ساییدن. پرسید: تکلف (به زحمت
افتادن) چیست؟. پاسخ داد: سخن گفتن در آنچه که به تو مربوط نیست. پرسید: بزرگواری چیست؟ پاسخ داد: اینکه در
ورشکستگی هم بخشنده باشی و از خطای دیگران درگذری. پرسید: خرد چیست؟ پاسخ داد: حفاظت از قلب هر زمان که از آن
رهنمود طلبی (یعنی: راز دل را نگهداری کنی.) پرسید: نابخردی چیست؟ پاسخ داد: ستیز با امام خویش و اینکه صدایت را در برابر
او بلند کنی. پرسید: بزرگ منشی چیست؟ پاسخ داد: عمل خوب انجام دادن و از کار زشت رویگردان بودن. پرسید: احتیاط
چیست؟ پاسخ داد: بردباری زیاد و همدلی با دوستان. پرسید: ابلهی چیست؟ پاسخ داد: دنباله روی فرومایگان و همنشینی با
گمراهان. پرسید: غفلت چیست؟ پاسخ داد: ترک کردن تلاشگر و پیروی از ویرانگر. پرسید: محرومیت چیست؟ پاسخ داد: رها
ساختن قسمتی که روزی توست. در حالی که به تو عرضه شده. پرسید: گرگ صفت کیست؟ پاسخ داد: کسی است که در
نگهداری ثروتش سست و نسبت به ناموس خویش بیغیرت است. دشنام میشنود ولی پاسخ نمیدهد و همواره در کار
خویشاوندان خویش متهم به سستی است. چنین کسی گرگ صفت است. علی علیه السلام فرمود: از رسول خدا صلی الله علیه و آله
(«. هیچ فقری بدتر از جهل و هیچ ثروتی فراتر از عقل نیست » : و سلم شنیدم که فرمود
برگرفته از کتاب فرهنگ سخنان امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته: محمد دشتی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *