از دیدگاه اهل بیت

پذیرش امامت ائمه در روایات پیامبر

از سوی دیگر، ممکن است بعضی تصور کنند، این که ما این کودک و برادرش را مثل اعلی و یگانه نمونه‌ی خلاقیت و سازندگی اسلام شمردیم، ناشی از پیروی کورکورانه و غیر مسؤولانه از عواطف و احساسات متأثر از تعصب مذهبی است که خود بر اثر لجاجت دشمنان برانگیخته شده است؛ اما حقیقت کاملا برعکس است؛ آنچه ما ذکر کردیم، ناشی از شعور سلیم اعتقادی که ادله و براهین، ما را بدان ملزم کرده است؛ این دلایل تأکید دارد که پیشوایان و امامان ما، حتی در سنین طفولیت هم در سطح بالایی از شایستگی و لیاقت برای پذیرفتن امانت الهی و رهبری حکیمانه و آگاهانه امت اسلامی قرار داشتند؛ همان طور که می‌دانید، وضع در مورد امام جواد (ع) و امام مهدی (عج) – که اراده‌ی الهی تعلق گرفت تا مسؤولیت رهبری امت را در سال‌های اول زندگی عهده‌دار شوند – چنین بود، درست مانند پیامبر خدا، عیسی (ع) که کاملا وضع او نیز همین حال بود؛ خدای متعال درباره‌اش می‌گوید:
«فأشارت الیه قالوا کیف نکلم من کان فی المهد صبیا – قال انی عبدالله آتینی الکتاب و جعلنی نبیا [۲۶]؛
به فرزند اشاره کرد گفتند: ما چگونه با طفلی که در گهواره است سخن گوییم؟
[صفحه ۴۲]
طفل گفت: همانا من بنده‌ی خدایم که به من کتاب آسمانی عطا کرد و مرا پیامبر خود قرار داد.»
در مورد پیامبر خدا، یحیی (ع) نیز وضع همین گونه بود؛ خدای سبحان درباره‌اش می‌فرماید:
«یا یحیی خذ الکتاب بقوه و آتیناه الحکم صبیا؛ [۲۷].
ای یحیی، کتاب را به نیرومندی بگیر! و در کودکی به او دانایی عطا کردیم.»
آری، حسنین علیهماالسلام در ایام طفولیت در سطح بالایی از رشد و کمال انسانی قرار داشتند و تمامی صلاحیت‌ها و شایستگی‌ها را دارا بودند؛ شایستگی‌هایی که موجب می‌شد مورد عنایت پروردگار و شایسته‌ی نشان‌های افتخار زیادی باشند که اسلام بر زبان پیامبر عظیم الشأن صلی الله علیه و آله به آن‌ها بخشیده است؛ از سویی این ویژگی‌ها بود که آن دو را قادر می‌ساخت تا بتوانند مسؤولیت‌های سنگینی را در زمینه‌ی رهبری حکیمانه امت به عهده گیرند. آری می‌بایست این صفات و ویژگی‌ها را دارا باشند تا شرکت دادن آنها در دعوی و مباهله‌ی برای اثبات آن درست باشد.
آن طور که علامه‌ی طباطبایی و استاد مظفر – قدس الله سرهما – اشاره کرده‌اند، مراد از این آیه که می‌فرماید: «فنجعل لعنه الله علی الکاذبین» این است که کاذبین کسانی هستند که در یک مباهله قرار دارند و اگر دعوی و مباهله بر سر آن، بین شخص رسول خدا صلی الله علیه و آله و سید و عاقب و اهتم بود، لازم بود در آیه تعبیری بیاورد که قابل انطباق بر مفرد و جمع هر دو باشد؛ مثلا بگوید: «فنجعل لعنه الله علی الکاذب» یا «علی من کان کاذبا»، ولی از آنچه در آیه آمده است معلوم می‌شود دروغگویی که نفرین شامل حالش می‌شود، جمعیتی است که در یک
[صفحه ۴۳]
طرف این محاجه قرار گرفته، حال یا در طرف رسول خدا یا در طرف نصارا. این مطلب می‌رساند که هر کس برای مباهله حضور یافت، در دعوی شریک است، زیرا کذب جز در آن نیست؛ بنابراین، علی، فاطمه و حسنین (ع) در دعوی و دعوت برای مباهله بر سر آن شریک بودند؛ این از بالاترین مناقبی است که خدای تعالی اهل بیت پیامبرش را بدان اختصاص داده است. [۲۸].
همان طور که گذشت، زمخشری می‌گوید: «در این مسأله دلیل است بر فضیلت اصحاب کساء که هیچ دلیل دیگری از آن قوی‌تر نیست.»
طبرسی و دیگران گفته‌اند:
«ابن‌ابی‌علان که یکی از پیشوایان معتزلی است می‌گوید: این آیه می‌رساند که حسنین در آن حال مکلف بوده‌اند، زیرا مباهله جز با فرد بالغ جایز نیست. اصحاب ما (شیعه‌ی امامیه) می‌گویند: کمی سن از حد بلوغ، منافاتی با کمال عقل ندارد و احتلام که در شرع مقدس حد بلوغ شناخته شده، فقط برای احکام شرعی است (واضح است که عامه‌ی مردم مد نظرند). سن حسنین در حال مباهله به حدی بوده که مانع از کمال عقل آن‌ها نیست؛ علاوه بر این، ما معتقدیم که جایز است در مورد ائمه خرق عادت شود و چیزهایی به اینان داده شود که به دیگران داده نشده است، و اگر سن کودکی ایشان در آن موقع طوری است که معمولا موقع کمال عقل در انسان نیست، ممکن است به خاطر امتیازهایی که دارند، به طور استثنایی و خرق عادت، به آنان کمال عقل داده شده باشد، چه اینان نزد پروردگار از جایگاه و موقعیت خاصی برخوردارند و امتیازهایی دارند که سایر افراد بشر ندارند. مؤید این مطلب فرموده‌ی رسول اکرم صلی الله علیه و آله است که در اوان کودکی آن دو را فرمود: این دو پسرم، حسن و حسین، امامند و پیشوا، چه شرایط برای رسیدن به خلافت
[صفحه ۴۴]
و امامت ظاهری آنان آماده شود و چه چنین شرایطی حاصل نشود.» [۲۹].
اضافه می‌کنم: از مطالبی که مؤید نظر علامه طباطبایی و علامه‌ی مظفر و دیگران است، «سوره هل أتی» است که در شأن اهل کساء نازل شده است و خدا در آن، همه‌ی آن‌ها را به بهشت وعده می‌دهد و از جمله اهل کساء، حسن و حسین علیهماالسلام هستند.
همچنین شرکت در بیعت رضوان؛ گواهی گرفتن آن دو در قضیه‌ی فدک توسط حضرت زهرا و سایر اقوال و موضع‌گیری‌های پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مناسبت‌های مختلف، مؤید این مدعاست.
تمامی این مسائل بدین خاطر بود که اکرم صلی الله علیه و آله می‌خواست مردم را از نظر روحی و وجدانی برای پذیرش امامت ائمه (ع) – هر چند از سن کمی برخوردار باشند – آماده سازد؛ مثلا در مورد امام جواد و امام مهدی علیهماالسلام وضع چنین بود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *